منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٢٩ - آيات و روايات در نهى از ربا
و در كتاب من لا يحضره الفقيه، از آن حضرت روايت كرده كه فرمود: مردى كه قَذْف كرده باشد بندهاى را به زِنا و آن بنده، مسلمان باشد و از او به غير خوبى چيزى ندانيم، چنين مردى را اگر پيش من آرند، او را يك تازيانه از حدّى كه به جهت قَذْف آزاد مىزنند، كمتر خواهم زد.[١] و امّا دشنام دادن به نوكر و ملازم، چنانچه عادت جمعى است كه خداى تعالى، ايشان را جاهى و مالى عطا كرده، مثل دشنام به ساير مؤمنين است و اگر حكومت ظاهر با يكى از ائمّه طاهرين عليهم السلام باشد، حدّ شرعى بر ايشان اقامت خواهند فرمود. و اين فسق با كمال شناعت، نهايتِ شيوع ميانه عوام دارد و اكثر ايشان، گفتن و شنيدن فحش را از جمله ستم ظريفى حساب مىنمايند. اميد كه همگى را خداى- عزَّ و جلَّ- به راه راست، هدايت نمايد!
[هشتم: رباخوارى]
هشتم از جمله كبائر، خوردن رِباست، يعنى سود. و ربا، عبارت است از فروختن چيزى به جنس خود از چيزهايى كه به ترازو كِشند يا پيمانه كنند با زيادتىِ يكى از دو چيز؛ خواه زيادتى حقيقى، مثل [آن كه] يك مَن بدهد و يك مَن و نيم بگيرد، يا حكمى مثل آن كه همان قدر بگيرد، امّا شرط نموده باشد كه به جهت او كارى يا خدمتى بكند، و اين، رِبا در بيع است.
و رِبا در ساير معاوضات، مثل صلح و غير آن، محلّ خلاف است.
و رِبا در قرض هم مىباشد؛ يعنى چيزى را به قرض دهند و از همان جنس، بازيافت نمايند با زيادتى حقيقى يا حكمى؛ خواه آن جنسى كه به قرض داده، به كِيل و وزن در آيد، و خواه در نيايد.
و اكثر علما گفتهاند كه رِبا ميانه پدر و فرزند، و زن و شوهر، و آقا و بنده، و مسلمان و كافر حربى نمىباشد، به شرط آن كه زياده را مسلمان بگيرد، نه كافر.
[آيات و روايات در نهى از ربا]
و از جمله آيات كه در باب ربا وارد شده، قول الهى است كه فرموده: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ* فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ»؛[٢] يعنى: اى جماعتى كه ايمان آوردهايد! از خداى تعالى، حذر كنيد و وا گذاريد آنچه از رِبا پيش مردم مانده باشد، اگر چنانچه شما اهل ايمانيد. پس اگر چنين نكنيد، بدانيد يا خبر كنيد به آن كه شما در مقام محاربه با خدا و رسول
[١]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٥٢، ح ٥٠٨٠.