منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٦٣ - مذمّت سبُك شمردن نماز
آدمى نباشد؛ ليكن به قدرِ مقدور، سعى در توجّه و اقبالِ دل به جانب نماز بايد كرد و متوجّه معانى آن چيزى[١] شد كه بر زبان، جارى مىشود. و اكثر مردم، مىتوانند معنى ظاهرى حمد و سوره و اذكار و ادعيه نماز را ياد گرفت، و از جهت آن كه چندان در فكر بندگى خدا نيستند، نه لفظ را درست ياد مىگيرند و نه معنى را، و مثل طوطى، لفظى چند بر زبان جارى مىسازند و اصلًا از معنى، خبر ندارند.
و بندگى الهى، اين معنى ندارد و بايد كه در اثناى نماز، متوجّه كار ديگر نشوند، هرچند اندكى باشد؛ نه چنانچه بعضى در اثناى نماز، دست در آستين مىكنند، و بعضى با ريش خود بازى مىكنند. و [بايد] با خضوع و خشوع باشند و به قدر مقدور، خود را از گريه معاف ندارند و ملاحظه نمايند كه در مقام بندگىِ كدام خداوند ايستادهاند.
و در بعضى احاديث، وارد شده كه نماز را مانند كسى بكن كه وداعِ نماز كند و نمازى كه مىكند، نماز آخرين خود داند.[٢] ديگر، بعد از نماز، به همان طريقى كه به جهت تشهّد نشسته باشند، تعقيب به جاى آوردن، و از ادعيه و اذكار و قرآن، به قدرِ مقدور خواندن؛ و بهترين تعقيبات، تسبيح فاطمه زهرا عليها السلام است[٣].
و حضرت امير المؤمنين عليه السلام در شبِ هرَير كه آتش حرب صِفّين در غايت اشتعال بود، مىفرمود كه تسبيح فاطمه زهرا عليها السلام را ترك نكردم[٤].[٥] و بايد كه در اثناى تعقيب، با كسى سخن نگويند و متوجّه امرى ديگر نشوند.
ديگر، بعد از تعقيب، سجده شكر به جا آوردن.
[مذمّت سبُك شمردن نماز]
مجملًا نماز، از اركان ايمان و اعظمِ عبادات است و سهل انگاشتن نماز و اهتمام ننمودن در ياد گرفتن مسائل و قيام به مراسم و آداب چنين عبادتى، منافى طور ايمان است. و محمّد بن يعقوب
[١]. ج:+« بايد».