منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١١٤ - نكوهش بد گمانى به خدا
كه از خداى- عزَّ و جلَّ- ترسيدهاى، چنانچه شرط ترسيدن است. و به درستى كه خداى تعالى، به تو مباهات مىفرمايد به اهل سماوات. بعد از آن به اصحاب خود فرمود كه: اى جماعتى كه در اين مقام حاضريد! به نزديك اين مرد رويد تا براى شما دعا كند. پس نزديك او رفتند و از براى ايشان، دعا كرد و گفت: خداوندا! امر ما را بر هدايت، جمع فرما و تقوا را توشه ما گردان و بهشت را مسكن ما گردان.[١] و در اين باب، قصّههاى طويل در كتب اخبار، موجود است.
[نكوهش بد گمانى به خدا]
و چنانچه خوف الهى، از اسباب مغفرت است، بدگمانى به خداى تعالى، موجب غضب و سَخَط است.
و از جمله آنچه در اين باب وارد شده، حديثى است كه كلينى رحمه الله از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده است كه: در كتاب على بن ابى طالب عليهما السلام يافتيم كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله بر بالاى منبر خود فرمود كه: به حقّ آن كسى كه خدايى به غير او نيست كه خيرِ دنيا و آخرت به هيچ مؤمنى عطا نمىشود، مگر به حسن ظن به خداى- عزَّ و جلَّ- و اميد كه به او داشته باشد و خود را از غيبت مؤمنين، باز دارد. به حقّ آن كسى كه به غير از او خدايى نيست كه هيچ مؤمنى را خداى تعالى، بعد از توبه و استغفار، عذاب نمىكند، مگر آن كه به خداى، بد گُمان باشد و در اميدش نقصى باشد و كجخُلق باشد و غيبت مؤمنين كند. به حقّ آن كسى كه به غير از او خدايى نيست كه هيچ مؤمنى گمان خوب به خداى تعالى نمىدارد، مگر آن كه خداى تعالى، مناسبِ گمان او با او سلوك مىفرمايد؛ زيرا كه خداى تعالى، كريم است و خيرات و احسانها به دستِ اوست و شرم مىآيد او را از آن كه بنده مؤمن او، گمان خوبى به او داشته و اميد و گمان او را به جا نياورد. پس گمان خود را به خداى تعالى، خوب كنيد و توقّع احسان از او داشته باشيد.[٢] و از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرموده: ظنّ خود را به خداى تعالى، نيكو ساز؛ زيرا كه خداى- عزَّ و جلَّ- مىفرمايد كه: من با بنده خود، در آن مرتبهام كه به من گمان دارد. اگر گمان خوب دارد، احسان مىبيند و اگر گمان بد دارد، عقوبت مىكشد.[٣]
[١]. همان، ص ٤٢٠، ح ٢٦.