منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٨٣ - مقدّمه دوم، در بيان حرمت غنا و آن كه غنا از جمله كبائر است و ذكر احاديثى است كه در عقوبت غنا وارد شده
كردن ايشان، كفر است و گوش كردنِ آواز ايشان، نفاق است.[١] و از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كردهاند كه شخصى سؤال كرد از خريدن كنيز مغنّيه. فرمود:
گاه مىباشد مرد را كنيزكى كه او را به لهو مىدارد و قيمت آن نيست، مگر مثل قيمت سگ، و قيمت سگ، سُحْت است و سُحْت، در آتش جهنّم است.[٢] و سُحْت در احاديث، به معنى حرام اطلاق مىشود.
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود: كنيزك مغنّيه، ملعون است و كسى كه از كسبِ او مىخورد، ملعون است.[٣] و از ابراهيم بن ابى البلاد، روايت كردهاند كه گفت: وصيّت كرد اسحاق بن عمر در وقت وفات به آن كه كنيزان مغنّيه كه داشت، بفروشند و قيمت آنها را به خدمت حضرت ابى الحسن عليه السلام بَرَند.
پس من، كنيزان او را فروختم به سيصد هزار درهم و قيمت آنها را به خدمت آن حضرت بردم و گفتم[٤]: يكى از دوستان شما كه نام او اسحاق بن عمر است، در وقت وفات، وصيّت كرده كه كنيزان خواننده او را بفروشند و قيمت آنها را به خدمتِ شما آورند، و من، آنها را فروختهام و اين سيصد هزار درهم، قيمت آنهاست. فرمود كه: مرا حاجتى در آن نيست. به درستى كه اين زر، سُحْت است و تعليم كردن ايشان[٥]، كفر است و شنيدن از ايشان، نفاق است و قيمتِ ايشان، حرام است.[٦] و كلينى در كافى و شيخ طوسى در تهذيب و ابن بابويه در فقيه، روايت كردهاند كه مردى به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه: پدر و مادرم فداى تو باد! داخل بيت الخَلا مىشوم و همسايهاى چند دارم كه ايشان، كنيزان دارند و آنها، غنا مىكنند و عود مىنوازند و بسا باشد كه من، نشستن را طول دهم از براى گوش كردن آنها. حضرت فرمود: چنين مكن. آن شخص گفت:
واللَّه كه من به پاى خود، پيش ايشان نمىروم و به غيرِ آوازى نيست كه به گوش مىشنوم! فرمود:
«للَّهِ أنْتَ!». اين كلمه را در مقام تعجّب، و گاه در معرض مدح، استعمال مىكنند. يا فرمود: «تَاللَّهِ[٧] تُبْ!»؛ يعنى: به خدا كه توبه كن! آيا نشنيدهاى كه خداى تعالى مىفرمايد: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ
[١]. همان، ج ٥، ص ١٢٠، ح ٥؛ تهذيب الأحكام، ج ٦، ص ٣٥٦، ح ١٠١٨.