منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٤٥٦ - ويژگيهاى انسانهاى با تقوا
از معصيت ايشان؛ زيرا كه معصيت گناهكاران، به او ضررى نمىرساند و اطاعت[١] مطيعان به او نفعى نمىدهد. پس قسمت فرمود ميانه ايشان، معيشتهاى ايشان را. و هريك را در مرتبه خود جاى داد. پس جمعى كه صاحب تقوايند، در دنيا ايشان، صاحبان فضائلاند. سخن ايشان، حق و صواب است، و لباس ايشان، ميانهروى است، و راه رفتن ايشان، فروتنى است. چشم خود را از آنچه خداى تعالى بر ايشان حرام كرده، پوشيدهاند و گوش خود را وقف شنيدن علمى ساختهاند كه به ايشان، نفع دهد. و نفوس ايشان در حالت بلا، در همان مقام است كه در حالت وسعت و رفاهيّت است؛ و اگر نه آن بود كه خداى از براى حيات ايشان، نهايتى مقرّر[٢] ساخته، يك چشم [بر هم] زدن، ارواح ايشان در بدنها قرار نمىگرفت از جهت شوقى كه به ثواب الهى و خوفى كه از عذاب او دارند. عظمت خالق، در نفوس ايشان چنان جاى كرده كه هر چه غير اوست، در نظر ايشان، حقير و بىقدر شده. پس حال ايشان نسبت به بهشت، مثل كسى است كه بهشت را ديده باشد. پس گويا كه در بهشت، مشغول تنعّماند. و نسبت به جهنّم، مثل كسى است كه جهنّم را ديده باشد، پس گويا كه در جهنّم به عذاب گرفتارند.
دلهاى ايشان، اندوهناك است و مردم، از شرّ ايشان ايمناند و بدنهاى ايشان، لاغر و نحيف، و مطالب ايشان، سبُك و خفيف، و نفوس ايشان، پرهيزگار و عفيف است. اندك مدّتى را به صبر گذرانيدهاند تا در عقبش، راحتىِ طويل يافتهاند. و اين، تجارتى پُر نفع است كه خداوند، ايشان براى ايشان، ميسّر ساخته. دنيا، ايشان را خواسته و ايشان، او را نخواستهاند، و دنيا، ايشان را اسير كرده. پس عوضى داده، خود را خلاص كردهاند.
شبها قدمهاى خود را راستِ يكديگر گذاشته، اجزاى قرآن را به ترتيل، تلاوت مىنمايند و نفوس خود را به آن، محزون و اندوهناك مىگردانند و دواى درد خود را بر مىانگيزند. پس هر گاه به آيهاى گذرند كه باعث شوق به ثواب الهى شود، ميل به او مىكنند از جهت رغبت در ثواب.
و نفوس ايشان، متوجّه او مىشود از روى اشتياق، و چنان گمان مىكنند كه جنّت و ثواب الهى در برابر ايشان است[٣]. و هر گاه به آيهاى از قرآن رسند كه مشتمل بر ترسيدن[٤] از عذاب و غضب الهى باشد، گوشهاى دل خود را به جانب آن مىاندازند و گمان مىكنند كه او از زبانه كشيدن جهنّم
[١]. الف و ب:« طاعات».