منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٧٢ - سوم تسبيح الهى
اين حديث را از براى همه روايت كنم؟ فرمود: اى ابان! وقتى كه[١] روز قيامت مىشود و خداى تعالى، اوّلين و آخرين را جمع مىكند، «لا إله إلّااللَّه» از ايشانْ مسلوب مىشود، مگر از كسانى كه بر اين امر باشند، يعنى از جمله شيعيان باشند.
[دوم: تقديس الهى]
دويّم، تقديس الهى است و تقديس در لغت، به معنى تطهير و پاك شمردن است و مراد از تقديس الهى، ممكن است كه پاك دانستن از شريك و وَلَد و جميع صفات نقص باشد؛ امّا ظاهر مفاد[٢] تقديس، قول[٣] است نه عمل[٤]، و تقديس قولى[٥]، نزديك به معنى تسبيح است و ممكن است كه تسبيح، عطف تفسيرى تقديس باشد يا مراد از تقديس، ذكر الهى به لفظ «قدّوس» باشد و در بعضى ادعيه، اين لفظ وارد شده: «يا قُدُّوس الطَّاهِرُ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَ لاشَىْءَ يَعْدِلُهِ»، يا مراد، نفى صفات نقص باشد به كلامهاى تفصيلى، و بنا بر اين، لفظ مخصوص نخواهد داشت.
[سوم: تسبيح الهى]
سيّم، تسبيح است و مراد از تسبيح، گفتن «سبحان اللَّه» است با آن كه شامل تسبيحات اربع و تسبيح فاطمه زهرا عليها السلام و مثل آن هست و معنى «سبحان اللَّه»، آن است كه: منزّه و مبرّا مىدانم خداوند خود را، چنان منزّه دانستنى كه لايق و سزاوارِ او باشد.
و در معانى الأخبار، از هشام روايت كرده كه گفت: پرسيدم از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه معنى قول الهى كه مىگويد: «سبحان اللَّه»، كدام است؟ فرمود كه: تنزيه الهى است.[٦] و در توحيد و معانى الأخبار، روايت كرده كه: مردى از عمر بن الخطّاب پرسيد كه: تفسير «سبحان اللَّه» چه چيز است؟ گفت كه: در اندرون اين باغ، مردى هست كه هرگاه از او سؤال كنند، خبر مىدهد و وقتى كه ساكت شوند[٧]، ابتدا مىكند به بيانِ احكام. و[٨] چون آن مرد، داخل باغ شد، على بن ابى طالب عليه السلام را ديد. گفت: يا ابا الحسن! «سبحان اللَّه» چه معنى دارد؟ فرمود كه: تعظيم جلال خداى- عزَّ و جلَّ- و منزّه دانستن اوست از آنچه هر مشركى در باب او گفته، و وقتى كه بنده،
[١]. ب:-« كه».