منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٣٦ - چهاردهم سِحر
[چهاردهم: سِحر]
چهاردهم از جمله كبائر، سِحر است و در حديث عبد العظيم، استدلال بر كبيرده بودن سِحر به قول الهى واقع شده كه فرموده: «وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ»؛[١] يعنى: به تحقيق، مىدانستند آن جماعتى كه سِحر ياد مى گرفتند كه كسى كه خريدار سِحر مىشود، در آخرت، بهره و نصيبى ندارد.[٢] و سِحر، چنانچه شيخ زين الدّين رحمه الله در تصانيف خود ذكر كرده، نوشتن يا خواندن هر چيزى است كه به سبب او ضررى به كسى رسد؛ خواه ضرر بدنى و خواه نقصانى كه به عقل رسد. و از جمله اقسام سِحر، بستن مرد است از زن و عداوت ميانه ايشان انداختن.
و گفته كه از اين جمله است استخدام ملائكه و جن و توسّل به شياطين در ظاهر ساختن امرى پنهان و علاجِ مصيبت و استحضار ايشان و در آمدن ايشان به بدنِ طفلى يا زنى و به زبان او اظهار امرى نمودن. و ظاهر آن است كه سِحر، منحصر نيست در آنچه او ذكر كرده؛ بلكه بسيارى از نفع رسانيدنها هم داخل سِحر و حرام است. و از حديثى مُرسل، تجويز گشودن به سِحر، ظاهر مىشود و دلالت بر جواز هر نوع نفع رسانيدنى نمىكند. و باز، منحصر در نوشته و كلام نيست؛ بلكه اقسام ديگر مىدارد، مثل تركيب چيزها با يكديگر و گِرِهها زدن و چند چيز را به وضعى خاص، در جاها دفن كردن و چيزها به آتش، سوزانيدن.
و از بعضى احاديث، ظاهر مىشود كه بعضى از اقسام سِحر به كارهاى اطبّا شبيه است و بعضى، تخيّلات و اعمالى است كه به سرعت حركت و جَلددستى چيزى مىنمايند كه اصلى ندارد. بنا بر اين، شعبده و اعمال سيميا، چنانچه معركهگيران مىكنند، از جمله سِحر است.
و اعمال اعداديان هم از جمله سحِر است، و آنچه نسبت به حضرت امير المؤمنين عليه السلام مىدهند كه شكلى در برابر عَلَم كاويانى ساخت و باعث هزيمت لشكر عجم شد، افتراى بر آن حضرت است.
و ياد گرفتن و ياد دادن اقسام سِحر- چنانچه از احاديثْ ظاهر مىشود-، حرام است و آنچه بعضى از علما ذكر كردهاند كه ياد گرفتن سِحر، از براى دفع سحر جايز است، وجهى ظاهر ندارد.
و كسى كه دعوى پيغمبرى به سِحر كند، خداى تعالى نمىگذارد كه بر دست او خارقِ عادتى ظاهر
[١]. سوره بقره، آيه ١٠٢.