منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ١٣٧ - چهاردهم سِحر
شود و اگر كارى كند كه سَحَره ديگر هم كنند، باعث شبهه نمىشود و دفع سِحر به توسّل به جناب اقدس الهى و خواندن قرآن و دعاها مىبايد كرد. و در جماعتى كه توسّل تام به خداى تعالى دارند و عقل ايشان، قوّتى دارد، تأثيرى نمىكند و اثرى كه كند، در مِثل زنان و صاحبان نفوس ضعيفه- كه از هر چيزى متأثّر شوند-، مىكند و معتقدان سِحر، بيشتر، زنان و ابلهان مىباشند. و به سبب سِحر، حال كسى در دنيا هم خوب نمىشود و اكثر سَحَره را به فلاكت و نكبت، مىتوان شناخت و كسى كه مرتكب سِحر مىشود، يا تتبّع سَحَره و استعانت از ايشان مىكند، اگر چنانچه دو روزى در دنيا، بعضى امور، موافق خواهش ايشان از باب استدراج و غضب الهى شود، عاقبة الأمر، به خِزى و خوارى دنيا- كه سربارىِ عذاب آخرت است-، گرفتار شود، و اكثرى آن است كه جمعى كه از ايشان، اين اعمالْ بسيار سر مىزند، نحوست و بدى آنها در اولاد ايشان هم تأثير مىكند و به زودى، منقرض مىشوند.
و احاديث در باب نهى از سحر و قتل و ساحر، بسيار وارد شده و از آن جمله، شيخ طوسى رحمه الله در تهذيب، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه از پدر خود عليه السلام روايت مىفرمود كه حضرت امير المؤمنين- صلوات اللَّه عليه- مىفرمود كه: كسى كه چيزى از سِحر ياد مىگيرد، آخرين عهدش به خداى تعالى، همان است؛ يعنى ديگر نصيبى از رحمت الهى ندارد. و فرموده كه:
حدّ سِحر، كُشتن است، مگر آن كه توبه كند.[١] و از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرده كه فرمود كه: از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله پرسيدند از حكم ساحر. فرمود كه: هر گاه دو گواه عادل بر او شهادت دهند، خونش حلال است.[٢] و محمّد بن يعقوب رحمه الله در كافى و شيخ طوسى رحمه الله در تهذيب، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه: ساحرِ مسلمانان را مىكُشند و ساحرِ كفّار را نمىكُشند. كسى گفت: يا رسول اللَّه! چرا ساحر كفّار را نمىكُشند. فرمود كه: از براى آن كه كفر، عظيمتر از سِحر است، و از براى آن كه سِحر و شرك، با هم مىباشند.[٣] و از آن حضرت روايت كردهاند كه: ساحر را يك ضربت شمشير بر سرش مىزنند.[٤]
[١]. تهذيب الأحكام، ج ١٠، ١٤٨، ح ٨٦٥.