منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٤٥٢ - سرشت انسانها
كرده باشد (يعنى علم ازَلى[١] تعلّق گرفته باشد به آن كه او كافر خواهد شد، از روى قدرت و اختيار)، نمىميرد تا وقتى كه دوست او سازد شر و بدى را و او را به شر، نزديك گردانَد به آن كه به سبب افعال قبيحه كه آن بنده كرده، سلبِ توفيق از او بكند و او را به خودش باز گذارد، و يا به مقتضاى هواى نفس و شيطان، مرتكب بدى شود.
پس هر گاه خداى تعالى، شر را محبوب و مرغوبِ طبع او ساخت و او را به شر نزديك گردانيد، مبتلا مىشود به كفر و سركشى، و دلش صاحب قساوت و سختى مىشود، و خُلقش بد مىشود، و رويش غليظ و سخت مىشود و درشتگويى او در جواب مردم، ظاهر مىشود، و حيايش كم مىشود و خداى تعالى، پرده از روى كار او بر مىدارد تا باطن بد او ظاهر شود، و مرتكب محرّمات الهى مىشود و ترك آنها نمىكند و معاصى الهى را ارتكاب مىنمايد، و طاعت الهى و جمعى را كه اهل طاعتاند، دشمن مىدارد. پس دورىِ عظيم است ميانه حال مؤمن و حال كافر از خداى تعالى. سؤال كنيد عافيت را، و راغب و متوجّه به جناب اقدس او شده، عافيت را از كَرَم او طلب كنيد، و گرديدن از حال شقاوت و معصيت [را]. و توانايى بر طاعت و تحصيل سعادت نيست، مگر به فضل و عون خداى- عزَّ و جلَّ-.
[١]. ب:« علم او».