منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٢٥٢ - امورى كه در آنها غيبت جايز است
رد كند، خداى تعالى، هزار نوع بدى را در دنيا و آخرت، از او رد مىكند، و اگر رد نكند و قدرت بر ردّش داشته باشد، مثل گناه كسى خواهد داشت كه هفتاد مرتبه او را غيبت كرده باشد.[١] و مراد از بطلان روزه و نقض وضو، ممكن است كه نقض كمال و كمىِ ثواب باشد؛ زيرا كه نواقض وضو و مُفطرات روزه، به موجب احاديث و ادلّه، منحصر است در امور معيّنه.
و كلينى رحمه الله در كافى و على بن ابراهيم در تفسير [خود]، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه به خداى تعالى و به روز قيامت، ايمان داشته باشد، بايد كه ننشيند در مجلسى كه در آن مجلس[٢]، امامى را سب كنند يا مؤمنى را غيبت كنند.[٣] و ابن بابويه رضى الله عنه در امالى، از نوف بِكالى روايت كرده كه گفت: حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود: اجتناب كن از غيبت؛ زيرا كه غيبت، نانْخورش سگان جهنّم است. بعد از آن فرمود كه:
اى نوف! دروغ مىگويد كسى كه دعوى مىكند كه حلالزاده است و گوشت مردم مىخورد به غيبت كردن.[٤] و ممكن است كه مراد از غيبت مردم در اين حديث، بسيار كردنِ غيبت و از حد تجاوز نمودن باشد يا همه كس را غيبت كردن، چنانچه جمعى غيبت كردن را صفت كمال قرار مىدهند و سخن هر كس مذكور شود، عيبى براى او پيدا مىكنند. و ممكن است كه مراد، غيبت كردن مؤمنان از راه دين باشد، اگرچه اين احتمال، خالى از بُعدى نيست. و ممكن است كه مراد، غيبت نمودن با وجود آن باشد كه غيبت را حلال داند.
[امورى كه در آنها غيبت جايز است]
و بدان كه علما، بعضى از افراد غيبت را استثنا نمودهاند. و شيخ زين الدين رحمه الله در رساله غيبت، ده قِسم ذكر كرده كه بعضى از آنها محلّ خلاف و دليل بعضى محلّ تأمّل است.
و از جمله آنچه استثنا شده است، شكايت كردن مظلوم است پيش كسى كه اميد رفع به وجهى از وجوه از او داشته باشد. ديگر، غيبت كردن در مقام نهى از منكر كه خواهد آن كس[٥] شنود[٦] و ترك كند، و اين قِسم، وقتى جايز است كه شروط نهى از منكر، متحقّق باشد و افشا كردن عيب را
[١]. همانجا.