منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٨٠ - ج منصب، سلطنت و قدرت
و آن كه بعضى از اغنيا، مال حرام را در مصارف خير صرف مىنمايند، معصيتى ديگر است و لايق به[١] چنين توانگرىاى، مذلّت و ندامت است، نه تكبّر و تفاخر.
[ج. منصب، سلطنت و قدرت]
ديگر از اسباب تكبّر- كه اعظم اسباب است-، منصب و اعتبار و تسلّط بر مردم و قدرت بر گرفتن اموال و قتل نفوس و مرجع خلايق بودن است، و چون آثارى كه بر تكبّر اين طايفه مترتّب مىشود و مفاسد تكبّر ايشان، بيشتر از ديگران است از آن جهت كه رجوع مردم به ايشان، بيشتر و قدرتشان بر اهانت [به] خلايق، زياده از باقىِ اصناف متكبّران است و مردم [را] چارهاى نيست در تحمّل تكبّر و استحقار از ايشان، از اين جهت، شيطان در فريب و اغواى ايشان، بيشتر سعى مىنمايد و نشأ غرورى كه لازمه تسلّط و اعتبارات است، مانند مستى كه از لوازم خوردن شراب است، مؤيّد نفس امّاره و شيطان گرديده، تكبّر، بعضى از ايشان را كه عقلشان در مرتبه كمال نباشد و به صفت تواضع و فروتنى ذاتى موصوف نباشند، به حدّى مىرساند كه ساير ناس در نظر ايشان، از قبيل وحوش و حشرات مىشوند و از تكرار ظلم و اعمال قبيحه و پرورش يافتن به لقمههاى حرام[٢] كه غالباً مَناصب دنيا خالى از آنها نمىباشد، دلهاى ايشان را قساوتى عظيم، فرو مىگيرد كه كُشتن نفوس محترمه پيش ايشان، از كشتن گوسفند، امتيازى ندارد، و چون غالب اوقات، ارباب اعتبارات، غنى و توانگر مىباشند و بعضى از ايشان، اصل و نَسَبى هم مىدارند، دو نوع تكبّر [ى] كه مذكور شد با تكبّر اعتبار، مُنضم گرديده، مانند «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ»،[٣] قساوت ايشان در غايتِ شدّت مىشود و هميشه طالب آن مىباشند كه هر چه كنند، مردم، ايشان را تحسين كنند، و بر افعالى كه قُبحش در كمال ظهور باشد، هر گاه مرتكب آنها شوند، چشمداشتِ ستايش مىدارند، و اگر كسى موافق حق سخن گويد يا تحسين ننمايد، از نظر مىاندازند و در دل با او دشمن مىشوند، و جمعى كه مخالف حق و موافق مقصود ايشان گويند و قبائح اعمال ايشان را به صورتهاى خوب، جلوه دهند و تحسينهاى بيجا مىنمايند، در دل ايشان، جا مىكنند و از خواصّ خود مىدانند و به اين معنى متفطّن نمىشوند كه چنين مردم كه افعال و اقوالشان تابع حق و راستى نباشد، بر ايشان اعتمادى نيست و اگر لباس مستعار منصب و اعتبار كه در بَر ايشان است،
[١]. الف:-« به».