منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٨٩ - پرهيز از دروغ
معلوم مىشود اميدش از اعمالش به غير اميد از خداى تعالى كه معيوب است و اثرش ظاهر نمىشود و هر ترسى كه از كسى داشته باشد، محقَّق و ثابت است و علامات ترس، ظاهر است به غير ترس از خداى تعالى كه بازيچه است و اثرى بر او مترتّب نيست، آيا اميد [به] چيزهاى عظيم از خداى تعالى دارد و اميدهاى سهل و حقير از بندههاى الهى و با وجود اين، در باب خداى- عزَّ و جلَّ- به جا نمىآورد آنچه در باب بندگان به جا مىآورد؟ آيا مىترسد كه اميدى كه به خداى تعالى دارد، دروغ باشد يا آن كه خداى تعالى را قابل اميد نمىداند؟ و همچنين، اگر از يكى از بندگان الهى ترسد، از آن ترس، اثرى چند ظاهر مىشود و كارى چند مىكند در باب آن بنده كه در باب خداى نمىكن- عزَّ و جلَّ- د؟ پس ترسى كه از بندگان دارد، نقد قرار داده و ترسى را كه از خداى تعالى دارد، نسيه و وعده شمرده. و همچنين، كسى كه دنيا در نظر او عظيم مىباشد و در دلش وَقْع[١] و قدر بسيار دارد، دنيا را اختيار مىكند و برمىگزيند[٢] بر خداى تعالى، پس كمال ميل و توسّل به دنيا به هم مىرساند و بنده دنيا مىشود.[٣] بعد از آن، حضرت، كلمهاى چند در مذمّت دنيا و امر به متابعت انبيا در باب ترك دنيا مىفرمايد كه إن شاء اللَّه، بعد از اين، مذكور مىشود.
و از جمله دروغهاى مذموم، آن است كه كسى وعدهاى بكند و مخالفت نمايد، چنانچه محمّد بن يعقوب رضى الله عنه از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود: وعده كردن كسى با يكى از برادران مؤمن[٤]، نذرى است كه كفّاره ندارد. پس كسى كه خُلف وعده مىكند، مخالفتِ امر الهى مىكند و خود را در معرض غضب الهى در آورده. و اين، معنى كلام الهى است كه مىفرمايد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ* كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ»[٥] ترجمهاش آن است كه: اى جماعت مؤمنان! چرا مىگوييد چيزى را كه به جا نمىآوريد؟ بسيار دشمن مىدارد خداى تعالى آن كه بگوييد چيزى را كه نكنيد.
و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود كه: حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه: كسى كه ايمان به خداى تعالى و روز قيامت داشته باشد، مىبايد كه هر وعدهاى كه كند، به وعده خود وفا كند.[٦] و قبل از اين مذكور شد كه حضرت اسماعيل عليه السلام به جهت وفاى به وعده كه با كسى كرده بود،
[١]. وَقْع: ارزش و منزلت.