منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٩٩ - پرهيز از سخنى كه متضمن ظلم بر كسى باشد
فرزندانِ فرزندان او.
عبد الأعلى- كه راوى حديث است-، مىگويد كه گفتم كه: ظلم را آن مرد مىكند و خداى تعالى، ظالمى را بر فرزندان و فرزندانِ فرزندان او مسلّط مىسازد؟! فرمود كه: خداى تعالى مىفرمايد كه: «وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً»[١]؛ يعنى: بايد كه بترسند جماعتى كه غمِ فرزندان ناتوان كه از ايشان بماند، مىخورند و نمىخواهند كه بعد از ايشان، بر ايشان، ستمى واقع شود. پس، از خداى تعالى بترسند و موافق حق، سخن بگويند و واقع شدن ظلم بر فرزندان ظالم، عقوبتى است آن ظالم را، هر گاه كه مطّلع شود بر حال فرزندان خود بعد از موت، و موجب ترك ظلم است در دنيا، هر گاه داند كه ثمره ظلم، مظلوم شدن اولاد است. و بسيارى از مردم، از اين معنى، پيش از عذاب الهى ملاحظه مىنمايند. و فرزندان، اگر به سبب معصيتى مستحقّ ظلم شدهاند، مكافات عمل به ايشان رسيده و عمل پدر، دخيل بوده در آن كه مكافات، به اين طريق واقع شود. و اگر مستحق نشدهاند، در آخرتْ ثواب مىيابند، مثل ساير مظلومان.[٢] و از آن حضرت، روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه: كسى كه صبح كند و قصد ظلم بر كسى نداشته باشد، خداى تعالى، گناهان او را مىآمرزد.[٣] و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود: خداى- عزَّ و جلَّ- وحى كرد به پيغمبرى از پيغمبران كه در مملكتِ پادشاهى جبّارى مىبود كه: برو به پيش اين جبّار و به او بگو كه: من، تو را حاكم نساختهام كه خون مردم بريزى و مال مردم بگيرى. تو را گذاشتهام كه پادشاه باشى از براى آن كه آواز و فرياد مظلومين را نگذارى كه در درگاه من برآيد، و من وا نمىگذارم ستمى را كه بر بندگان من شود، اگر چه كافر باشند.[٤] و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود: كسى كه ظلمى مىكند، و كسى كه معاونتِ ظالم مىكند، و كسى كه به ظلم او راضى مىشود، هر سه با يكديگر شريكاند.[٥] و از اين حديث، ظاهر مىشود كه راضى بودن به ظلم، نوعى است از ظلم و بسيارى از مردم، راضى به ظلم ظَلَمه مىباشند، بنا بر آن كه در بودن او، نفعى تصوّر مىكنند، اگر چه اعتبارى باشد
[١]. سوره نساء، آيه ٩.