منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٣٥ - نصوص دالّ بر امامت على عليه السلام
نيست. پس بايد كه با يكديگر متفّق باشند).
بعد از آن فرمود كه: مؤمنان، برادرانِ يكديگرند و خون ايشان، مثل يكديگر است و ادناى ايشان، سعى مىكند در امان ايشان (يعنى هرگاه امان دهد كافرى را، ايشان قبول مىكنند يا ايشان، سعى مىكنند در باب امانى كه ادناىِ ايشان بدهد). و ايشان به منزله يك دستاند در دفعِ دشمنان و مخالفان دين. اى مردمان! به درستى كه من در ميان شما مىگذارم ثقلين را. گفتند: يا رسول اللَّه! ثقلين كداماند؟ فرمود: كتاب خداى تعالى و عترت من، كه اهل بيت مناند؛ زيرا كه خداوند لطيفِ خبير، مرا خبر داده كه ايشان، از هم جدا نمىشوند تا وقتى كه بر سرِ حوض، نزد من آيند. و دو انگشت سبّابه خود را نزديك هم آورد و فرمود كه: قرآن و اهل بيت من، اينچنين رفيقاند با يكديگر.
بعد از آن، انگشت سبّابه و وسطى را نزديك هم آورد و فرمود كه: نمىگويم مثل اين دو انگشت سبّابه و انگشت مياناند كه يكى زيادتى بر ديگرى داشته باشد.
پس چند كس از صحابه آن حضرت، پيش يكديگر آمدند و گفتند كه: مىخواهد امامت را در اهل بيت خود قرار دهد! و چهار كس از ايشان، به مكّه رفتند و داخل خانه كعبه شدند و با يكديگر بيعت كردند و عهد نمودند و نوشته بر طبق عهد و بيعتِ خود نوشتند كه وقتى كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله به اجَل خود يا به قتل از دنيا برود، نگذارند كه امامت، هرگز به اهل بيت او برگردد. پس خداى تعالى، در اين باب، اين آيه فرستاد كه: «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ».[١] و ترجمه ظاهرش آن است كه: آيا ايشان محكم ساختهاند امرى را؟ پس به درستى كه ماييم محكمسازنده امور. يا مىپندارند كه ما نمىشنويم سخن پنهان و راز ايشان را كه با يكديگر در ميان مىگذارند؟ نه چنين است؛ بلكه فرستادگان ما كه كاتبان اعمالاند، نزد ايشاناند و مىنويسند آنچه ايشان مىگويند و مىكنند.
بعد از آن، حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله از مكّه، متوجّه مدينه شد و مىآمد تا به منزلى فرود آمد كه آن را غدير خُم مىگويند، و مناسك، تعليمِ مردم فرمود و مردم را وصيّت فرمود. ناگاه اين آيه نازل شد كه: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ».[٢] و ترجمه [ى آن] مذكور شد. پس حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله برخاست و فرمود كه: تهديد و وعيد است كه نازل شده. بعد از آن، حمد و ثناى الهى به جاى آورد و گفت: اى مردمان! آيا
[١]. سوره زخرف، آيه ٧٩ و ٨٠.