منهج اليقين (شرح نامه امام صادق عليه السلام به شيعيان) - گلستانه، سید علاء الدین - الصفحة ٣٣٦ - نصوص دالّ بر امامت على عليه السلام
مىدانيد كه ولىّ شما كيست؟ گفتند: بلى. خدا و رسول او، ولىّ مايند. فرمود كه: آيا نمىدانيد كه من، اولى هستم به شما از خود شما؟ گفتند: بلى. فرمود: «اللّهُمَ أشْهِدَ!»؛ يعنى: خداوندا! تو گواه باش. و اين كلام را سه مرتبه اعاده فرمود و در هر مرتبه، مردم به طريق اوّل، جواب مىگفتند و مىفرمود كه: «اللّهُمَ أشْهِد!».
بعد از آن، دست حضرت على ابن ابى طالب عليه السلام را گرفته، بلند كرد تا به حدّى كه سفيدىِ زير بغل هر دو را مردم ديدند. بعد از آن فرمود كه: «ألا مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذَا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. اللّهُمَّ والِ مَنْ والَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلُ مَنْ خَذَلَهُ وَ أحِبَّ مَنْ أحَبَّهُ!»؛ يعنى: آگاه مىكنم شما را كه هر كس كه من مولاى او بودم، پس مولاى او، اين على است. خداوندا! دوستى كن با هر كس كه با او دوستى كند، و دشمنى كن با هر كس كه با او دشمنى كند، و يارى كن هر كس را كه او را يارى كند، و يارى مكن كسى را كه تركِ يارى او كند، و دوست دار كسى را كه دوست دارد او را.
بعد از آن فرمود كه: خداوندا! تو گواه باش بر ايشان، و من، از جمله گواهانم.
پس عمر بن الخطّاب، در ميان اصحاب كه حاضر بودند، گفت: يا رسول اللَّه! اين امر از جانب خداى تعالى است يا از جانب رسولش؟ حضرت فرمود كه: بلى. از جانب خدا و رسول، هر دو است. به درستى كه او، امير مؤمنان و پيشواى متّقيان و قائدِ غِرّ مُحَجّلين است.
و غِرّ، اسبان پيشانى سفيد را مىگويند، و مُحَجّل، اسبِ دست و پا سفيد است، و قائد آنها، كسى است كه آنها را از عقب خود مىبَرد. و چون اين نوع[١] اسب در ميان عرب به ميمنتْ معروف است، از اصحاب سعادت و نجات- كه شيعيان و متابعان امير المؤمنين عليه السلام هستند-، به اين لفظ تعبير فرموده.
بعد از آن فرمود كه: خداى تعالى، على بن ابى طالب را بر كنار صراط مىنشانَد در روز قيامت.
پس دوستان خود را داخل بهشت مىكند و دشمنان خود را به جهنّم مىفرستد.
پس جمعى از اصحاب حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه بعد از او مرتد شدند، با يكديگر گفتند كه:
محمّد، در مسجد خَيف، گفت، آنچه شنيديد و در اين جا مىگويد، آنچه مىگويد و اگر به مدينه برسد، از ما به جهتِ على بن ابىطالب، بيعت خواهد گرفت. پس، چهارده كس از ايشان جمع شدند و با يكديگر، مشورت كردند و بر قتل حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله اتّفاق نمودند و در عَقَبه از شعبى كه در ميانه جُحْفه و ابوا واقع شده، كمين كردند و هفت كس در[٢] طرف دست راست عَقَبه، و هفت كس
[١]. الف:-« نوع».