فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٢
«لاسَيْفَ إِلاّ ذُوالْفَقارِ، ولا فَتى إِلاّ عَلِيٌّ».
شمشيرى چون ذوالفقار وجوانمردى همچون على نيست.
ابن ابى الحديد جريان را تا حدى مشروحتر نقل كرده، مى گويد:
دسته اى كه براى كشتن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) هجوم مى آوردند پنجاه نفر بودند وعلى (عليه السلام) در حالى كه پياده بود آنها را متفرق مى ساخت.
سپس جريان نزول جبرئيل را نقل كرده، مى گويد:
علاوه بر اين مطلب كه از نظر تاريخ مسلّم است، من در برخى از نسخه هاى كتاب «غزوات» محمّد بن اسحاق جريان آمدن جبرئيل را ديده ام. حتى روزى از استاد خود عبد الوهّاب سكينه از صحّت آن پرسيدم. وى گفت صحيح است. من به او گفتم چرا اين خبر صحيح را مؤلفان صِحاح ششگانه ننوشته اند؟ وى در پاسخ گفت: خيلى از روايات صحيح داريم كه نويسندگان صحاح از درج آن غفلت ورزيده اند![١]
٢ـ در سخنرانى مشروحى كه امير مؤمنان براى «رأس اليهود» در محضر گروهى از اصحاب خود ايراد فرمود به فداكارى خود چنين اشاره مى فرمايد:
هنگامى كه ارتش قريش سيل آسا بر ما حمله كرد، انصار ومهاجرين راه خانه خود گرفتند. من با وجود هفتاد زخم از آن حضرت دفاع كردم.
سپس آن حضرت قبا را به كنار زد ودست روى مواضع زخم، كه نشانه هاى آنها باقى بود، كشيد. حتى به نقل «خصال» صدوق، حضرت على (عليه السلام) در دفاع از وجود پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) به قدرى پافشارى وفداكارى كرد كه شمشير او شكست وپيامبر شمشير خود را كه ذوالفقار بود به وى مرحمت نمود تا به وسيله آن به جهاد خود در راه خدا ادامه دهد.[٢]
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج١٤، ص ٢١٥.
[٢] خصال،شيخ صدوق، ج٢، ص ١٥.