فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٢
چنين توجيه كرده اند كه ابوبكر مظهر شفقت وحضرت على (عليه السلام) مظهر قدرت وشجاعت بود وابلاغ آيات وخواندن قطعنامه به شجاعت قلبى وتوانايى روحى نيازمند بود واين صفات در حضرت على (عليه السلام) بيشتر وجود داشت.
اين توجيه، جز يك تعصب بيجا نيست.زيرا،چنانكه گذشت، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) علت اين عزل ونصب را به نحو ديگر تفسير كرد وگفت كه براى اين كار جز او وكسى كه از اوست صلاحيت ندارد.
ابن كثير در تفسير خود حادثه را به طور ديگر تحليل كرده است.او مى گويد:شيوه عرب اين بود كه هرگاه كسى مى خواست پيمانى را بشكند بايد نقض آن را خود آن شخص يا يك نفر از بستگان او انجام دهد ودر غير اين صورت پيمان به صورت خود باقى مى ماند. از اين جهت حضرت على (عليه السلام) براى اين كار انتخاب شد.
نارسايى اين توجيه بسيار روشن است.زيرا هدف اساسى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) از اعزام حضرت على (عليه السلام) براى خواندن آيات وقطعنامه شكستن پيمانهاى بسته شده نبود تا يكى از بستگان خود را بفرستد، بلكه صريح آيه چهارم از سوره توبه اين است كه به پيمان افرادى كه به مقررات آن كاملاً عمل نموده اند احترام بگذارد تا مدّت پيمان سپرى گردد.[١] بنابراين، اگر نقض پيمانى نيز نسبت به پيمان شكنان در كار بوده كاملاً جنبه فرعى داشته است. هدف اصلى اين بود كه بت پرستى يك امر غير قانونى ويك گناه نابخشودنى اعلام شود.
اگر بخواهيم در اين حادثه تاريخى بى طرفانه داورى كنيم، بايد بگوييم كه
[١] (إِلاّ الّذينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئاً وَ لَمْ يُظاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُتَّقينَ).
ازميان مشركان، آنان كه با شما پيمان بسته اند واز عمل به آن چيزى فروگذار نكرده اند وبر ضدّ شما با كسى همپُشتى نكرده اند، پيمان خود با ايشان را تا اتمام مدّت مدّت آن حفظ كنيد كه خداوند تقوا پيشگان را دوست دارد.