فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٢
زورمند يا وابسته به خاندان خلافت غنائم جنگى را به خود اختصاص داده بودند ودر نتيجه اختلاف طبقاتى شديد ونارضايى عجيبى پديد آمده بود.
در زمان پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) ونيز در زمان خليفه نخست، تا سال پانزدهم[١] يا سال بيستم[٢]، غنائم واموال را ذخيره نمى كردند بلكه فوراً آن را ميان مسلمانان بطور مساوى تقسيم مى كردند.امّا خليفه دوّم دست به تأسيس «بيت المال» زد وبراى اشخاص، به حسب مراتب آنان، حقوق تعيين كرد وبراى اين كار دفترى اختصاص داد. ابن ابى الحديد ميزان حقوق گروهى از مسلمانان را چنين مى نويسد:
براى عبّاس عموى پيامبر درهر سال ١٢٠٠٠، براى هر يك از زنان پيامبر ١٠٠٠٠ ودر ميان آنان براى عايشه ٢٠٠٠ بالاتر، براى اصحاب بدر از مهاجران ٥٠٠٠ واز انصار ٤٠٠٠، براى اصحاب اُحد تا حديبيه ٤٠٠٠ وبراى اصحاب بعد از حديبيه ٣٠٠٠ وبراى آنان كه پس از رحلت پيامبر در جهاد شركت كرده بودند ٢٥٠٠ و٢٠٠٠ و١٥٠٠ تا ٢٠٠ با اختلاف مراتب تعيين شده بود.[٣]
عمر مدّعى بود كه ازاين طريق مى خواهد اشراف را به اسلام جلب كند. ولى در آخرين سال از عمْر خود مى گفت كه اگر زنده بماند همان طور كه پيامبر اموال را به طور مساوى تقسيم مى كرد او نيز به طور مساوى تقسيم خواهد كرد.[٤]
اين كار عمر پايه اختلاف طبقاتى در اسلام شد ودر دوران عثمان شكاف عميقتر واختلاف شديدتر گرديد.
على (عليه السلام)، كه وارث چنين محيطى بود ومى خواست مردم را به روش وسنّت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) باز گرداند وامتياز طبقاتى را ازميان بردارد وغنائم را بالسّويه تقسيم كند، قهراً در مسير خود با مشكلاتى رو به رو بود، زيرا تقسيم بالسّويه غنائم منافع گروههايى را به خطر مى انداخت.
[١] كامل ابن اثير، ج٢، ص ١٩٤.
[٢] تاريخ يعقوبى(چاپ اوّل، ١٣٨٤هـ.ق) ج٢، ص ١٤٣.
[٣] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، طبع مصر، ج٣، ص ١٥٤.
[٤] همان، ج٢، ص ١٤٣.