فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١٠
نيرومندترى در حوزه اطاعت ما وارد شو وآن گاه از كشندگان او شكايت كن.من همگان را بر پيمودن راه راست وادار مى كنم. امّا داورى تو در مورد شام وبصره وخودوطلحه وزبير بى پايه است ودر همگان حكم يكى است،زيرا آن يك بيعت همگانى بود وقابل تجديد نظر نيست وخيار فسخ ندارد.امّا اصرار تو بر اتّهام من در باره تقل عثمان، هرگز آن را از راه حق نگفتى وخبرى در اين باره به تو نرسيده است.فضيلت ونزديكى مرا با پيامبر وشرف مرا در ميان قريش پذيرفتى; به جانم سوگند كه اگر مى توانستى آنها را نيز انكار مى كردى.[١]
آن گاه به نجاشى، سخنگوى حكومت خود، دستور داد كه نامه معاويه را با يك سروده حماسى پاسخ بگويد وهر دو براى معاويه ارسال گردد.
بازگشت نماينده امام(عليه السلام) از شام
در سخنورى وتيز هوشى وشكيبايى وبردبارى جرير نماينده امام (عليه السلام) كه از شروط اساسى يك نماينده وديپلمات سياسى است، سخنى نيست ودر اينكه او كوشش بسيار كرد كه بدون خونريزى نظر امام (عليه السلام) را تأمين كند ومعاويه را وادار به اطاعت از حكومت مركزى سازد نيز كلامى نيست، ولى او يك اشتباه كرد وآن اينكه فريب امروز وفردا كردنهاى دو سياست باز كهنه كار اموى را خورد،ومعاويه در آن فرصت مردم شام را آزمود وآنان را براى نبرد با امام (عليه السلام)آماده كرد وهنگامى نظر قاطع خود را اعلام نمود كه از مردم شام براى اخذ انتقام خون خليفه بيعت گرفته بود.
نتيجه اشتباه جرير اين شد كه امام (عليه السلام) كه در نخستين روز ماه رجب سال سى وششم وارد كوفه شده بود تا ماهها در انتظار جرير بسر برد تا از نظر قاطع
[١] الامامة والسياسة، صص ٩٢ـ ٩١; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٣، ص ٨٩; كامل ابن مبرّد، ج٣، ص ٢٢٤; وقعه صفّين، صص ٥٨ـ ٥٧. در نامه هاى ششم وهفتم نهج البلاغه نيز اشاره اى به مضامين اين نامه شده است.