فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢٦
«إِنَّكُمْ مَيامِينُ الرَّأْي، مَراجِيحُ الْحِلْمِ، مَقاوِيلٌ بِالْحَقِّ، مُبارَكُوا الْفِعْلِ وَ الأَمْرِ، وَقَدْ أَرَدْنا المَسِيرَ إِلَى عَدُوِّنا وَ عَدُوِّكُمْ فَأَشِيرُوا عَلَيْنا بِرَأْيِكُمْ».[١]
شما صاحبان رأى مبارك، بردباران متين، گويندگان حق، درست كرداران جامعه ما هستيد. ما خواهان حركت به سوى دشمن ما وشما هستيم; نظر خود را در اين باره بيان كنيد.
از گروه مهاجران هاشم بن عتبة بن ابى وقّاص برخاست وگفت:
اى امير مؤمنان، ما خاندان ابوسفيان را به خوبى مى شناسيم. آنان دشمنان تو وشيعيانت ودوستان دنيا خواهان هستند وبراى دنيا وقدرتى كه در دست دارند با تو مى جنگند ودر اين راه از هيچ چيز فروگذار نيستند وجز اين هدفى ندارند. آنان براى فريفتن افراد ساده لوح خون عثمان را بهانه كرده اند، ولى دروغ مى گويند وخون او را نمى خواهند، بلكه دنيا را مى طلبند.ما را به سوى آنان حركت ده كه اگر حق را پاسخ گفتند چه بهتر واگر خواهان تفرقه وجنگ شدند، وگمان من اين است كه جز اين نخواهند، با آنان نبرد مى كنيم.
آن گاه شخصيت ديگرى از مهاجران كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در باره او گفته بود:«عَمّارُ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَمّار يَدُورُ مَعَهُ حَيْثُ ما دارَ»[٢] برخاست وگفت:
اى امير مؤمنان، اگر بتوانى حتى يك روز هم توقف نكنى توقف مكن. ما را، پيش از آنكه افراد فاسد آتش نبرد را روشن سازندوتصميم به مقاومت وجدايى از حق بگيرند، حركت ده وآنان را به آنچه كه سعادتشان در آن است دعوت كن.اگر پذيرفتند چه بهتر واگر مقاومت كردند نبردمى كنيم.به خدا سوگند، ريختن خون آنان وكوشش در جهاد با آنان مايه نزديكى به خدا ولطفى از ناحيه او به ماست.
سخنرانى اين دو شخصيت، كه نمايندگان شاخص مهاجران بودند، زمينه را تا حدودى روشن ساخت. اكنون وقت آن بود كه از طرف انصار نيز شخصيتهايى
[١] وقعه صفّين، ص ٩٢.
[٢] طبقات ابن سعد، ج٣، ص ١٨٧(طبع ليدن).