فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠٩
نيست، زيرا آن دو نفر با تو بيعت كرده بودند ولى من بيعت نكرده ام. همچنين مردم شام مانند مردم بصره نيستند، چه مردم بصره با تو بيعت كرده ودر اطاعت تو وارد شده بودند، در حالى كه مردم شام خلافت تو را نپذيرفته اند و از در اطاعت وارد نشده اند. امّا افتخارات تو در اسلام وقرابت تو با رسول خدا وموقعيت تو در ميان قريش را هرگز انكار نمى كنم.[١]
اين نامه كه با مركّب دروغ نوشته شده بود از نيرنگهاى ماكياولى معاويه است كه در پيشبرد اهداف خود از ايراد هر نوع تهمت بر رقيب خوددارى نمى كرد.ولى امام (عليه السلام) در نامه هاى خود از واقعيات كمك مى گرفت ودر مَسند دفاع از حق، صرفاً حقايق را مطرح مى كرد. آن حضرت در نامه اى خطاب به معاويه پاسخ تهمت او را چنين مى نگارد:
...نامه شخصى به دستم رسيد كه نه فكرى دارد كه او را هدايت كند ونه پيشوايى كه او را به راه آورد. هوى وهوس او را فرا خوانده و او اجابت كرده و از آن پيروى نموده است.تصوّر كردى كه كار من در باره عثمان بيعت مرا بر تو باطل كرده است. به جانم سوگند كه من فردى از مهاجران بودم كه از هركجا كه وارد شدند من نيز وارد شدم وهرگز خدا آنان را بر گمراهى گِرد نمى آورد وپرده بر ديدگان آنان نمى زند. ودر باره قتل عثمان نه دستورى دادم كه خطاى در فرمان، مرا بگيرد ونه او را كشته ام تا بر من قصاص واجب شود.اينكه مى گويى مردم شام امروز حاكمان بر اهل حجازند، شخصى را از اهل شام نشان بده كه عضويت او در شورا پذيرفته شود وجانشينى پيامبر براى او برازنده باشد. اگرچنين تصوّر مى كنى، مهاجران وانصار تو را تكذيب مى كنند.
واينكه مى گويى قاتلان عثمان را تحويل تو بدهم، سخن بس نابجايى است. تو را چه به عثمان؟ تو مردى از بنى اميّه هستى وفرزندان عثمان بر اين كار از تو شايسته ترند.اگر مى انديشى كه تو براى گرفتن انتقام خون پدر آنان قويتر و
[١] الامامة والسياسة، ج١، ص ٩١; كامل مبرد، ج٣، ص ١٨٤; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٣، ص ٨٨