فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٨
عمّار، با روح پرخاشگرى كه داشت، گفت:آرى پيامبر خدا تو را قصد كرده وقعود تو بهتر از قيام توست نه ديگران.[١]
در اينجا بايد كمى در باره حديث ياد شده تأمل كرد.
فرض مى كنيم كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) چنين حديثى را بيان كرده است، ولى از كجا معلوم كه مقصود او حادثه جمل بوده است؟ آيا جلوگيرى از تجاوز گروهى كه براى كسب قدرت چهار صد نفر را مانند گوسفند سر بريدند فتته اى است كه قاعد در آن بهتر از قائم است؟
پس از درگذشت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) حادثه هاى بسيارى رخ داده است; از سقيفه تا قتل عثمان. چرا حديث پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)ناظر به اين حوادث نباشد؟ اگر تاريخ را ورق بزنيم وحوادث سالهاى ١١تا ٣٥ هجرى را از نظر بگذرانيم خواهيم ديد كه برخى از آن حوادث بسيار اسف انگيز بوده است. مگر مى توان از حادثه تلخ مالك بن نويره به سادگى گذشت؟ حوادث دوران خليفه سوّم را، از جمله ضرب وشتم وتبعيد صالحان، مگر مى شود فراموش كرد؟چرا اين حديث ناظر به دوران خلافت معاويه ومروان وعبد الملك نباشد؟
به علاوه، اصولاً اسلام محكماتى دارد كه به هيچ وجه نمى توان آنها را ناديده گرفت واز آن جمله اصل اطاعت از اولو الأمر است.اطاعت خليفه منصوص يا منتخب از جانب مهاجرين وانصار يك وظيفه اسلامى است كه همگان بر آن صحّه گذارده اند وابو موسى نيز امام (عليه السلام) را به عنوان «ولىّ امر» مى شناخت، زيرا فرمان آن حضرت را پذيرفت ودر پست استاندارى كوفه باقى ماند و از آن پس هر كارى انجام مى داد به عنوان والى على (عليه السلام) انجام مى داد. در اين صورت نبايد در برابر آيه:(أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الأَمْرِ مِنْكُمْ)حديث مُجملى را دستاويز قرار مى داد وبا نصّ قرآنى مخالفت مىورزيد.
[١] تاريخ طبرى، ج٣، ص ٤٩٨.