فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧٩
پيشه خود سازى برخى از امور تو را به اظهار حق وادار مى سازد. همان طور كه مى دانى مردم با من بيعت كردند وطلحه وزبير پس از بيعت آن را شكستند وامّ المؤمنين را از خانه خود به بصره بردند. من نيز به سوى آنان شتافتم و از ايشان خواستم كه به بيعت خود باز گردند، ولى آنان نپذيرفتند. من اصرار كردم ولى سودى نبخشيد....[١]
سپس امام (عليه السلام) كلامى تاريخى خطاب به اشعث مى فرمايد:
«وَإِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَة وَ لكِنَّهُ أَمانَةٌ وَ فِي يَدَيْكَ مالٌ مِنْ مالِ اللّهِوَ أَنْتَ مِنْ خُزّانِ اللّهِ عَلَيْهِ حَتّى تُسَلِّمَهُ إِلَيَّ...».[٢]
استاندارى براى تو لقمه چربى نيست، بلكه امانتى است.ودر نزد تو مالى است از مال خدا وتو از خزانه داران خدا بر آن هستى تا آن را به من بازگردانى.بدان كه من بر تو والى بدى نخواهم بود مادام كه درستى را پيشه خود سازى.
هر دو نامه در يك زمان نوشته شده است در حالى كه نامه نخست كاملاً عاطفى است ولى نامه دوّم با حدّت وتندى همراه است. علّت اين اختلاف لحن، تفاوت روحيه دو استاندار بوده است. اشعث چندان مايل به اخذ بيعت ومعرّفى امام (عليه السلام) به مردم نبود.لذا پس از وصول نامه آن حضرت، به جاى اينكه خود همچون استاندار همدان از جاى برخيزد وعلى (عليه السلام) را معرفى كند واز مردم براى او بيعت بگيرد، سكوت را برگزيد. از اين رو، نماينده وحامل نامه امام (عليه السلام)، زياد بن مرحب، از جاى برخاست وجريان قتل عثمان وپيمان شكنى طلحه وزبير را بازگو كرد وگفت:
[١] الامامةوالسياسة، ص ٨٣; وقعه صفّين، صص ٢٠ و٢١.
[٢] همان. طبق آنچه در وقعه صفّين تأليف نصر بن مزاحم آمده، مرحوم شريف رضى قسمتى از آغاز نامه را حذف كرده است. ر.ك. نهج البلاغه، نامه پنجم. ابن عبد ربّه در عقد الفريد (ج٣، ص ١٠٤) وابن قتيبه در الامامة والسياسة (ج١، ص ٨٣) مختصرى از آنچه را نصر بن مزاحم نقل كرده آورده اند. ايضاً ر.ك.مصادر نهج البلاغه، ج٣، ص ٢٠٢; شرح نهج البلاغه ابن ميثم، ج٤، ص ٣٥٠.