فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٣
وعلى (عليه السلام) گفت:هرگز; بلكه با خود پيمان بسته بودم كه پس از درگذشت رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) ردا بر دوش نيفكنم تا قرآن را جمع كنم و از اين رو از ديگران عقب ماندم! وسپس بيعت كرد.[١] در حالى كه خود او وديگران از عايشه نقل مى كنند كه تا مدّت شش ماه كه حضرت فاطمه (عليها السلام) زنده بود على (عليه السلام)بيعت نكرد وپس از درگذشت او بود كه دست بيعت به خليفه داد.[٢]
امّا نه تنها حضرت على (عليه السلام) بيعت نكرد وسخنان او در نهج البلاغه گواه روشن اين واقعيت است، بلكه گروهى كه با نام آنها در تشريح حادثه سقيفه آشنا شديم نيز با خليفه بيعت نكردند وسلمان، كه بزرگترين حامى ولايت حضرت على(عليه السلام) بود، در باره خلافت ابوبكر چنين گفت:
به خلافت كسى تن داديد كه تنها از نظر سن بزرگتر از شماست واهل بيت پيامبر خود را ناديده گرفتيد. حال آنكه اگر خلافت را از محور خود خارج نمى كردند هرگز اختلافى پديد نمى آمد وهمه از ميوه هاى گواراى خلافت [حق]بهره مند مى شديد.[٣]
***
[١] عقد الفريد، ج٤، ص ٢٦٠.
[٢] همان.
[٣] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٢، ص ٦٩.