فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٩
علاوه بر تصريحات ياد شده، گاهى پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) بعضى كارهاى سياسى را به حضرت على (عليه السلام)واگذار مى كرد و از اين طريق افكار جامعه اسلامى را براى تحمّل زمامدارى حضرت على آماده مى ساخت.از باب نمونه، جريان زيرا را بررسى مى كنيم:
متجاوز از بيست سال بود كه منطق اسلام در باره شرك ودوگانه پرستى در سرزمين حجاز ودر ميان قبايل مشرك عرب انتشار يافته بود واكثر قريب به اتّفاق آنها از نظر اسلام در باره بتان وبت پرستان آگاهى پيدا كرده بودند ومى دانستند كه بت پرستى چيزى جز يك تقليد باطل از نياكان نيست ومعبودهاى باطل آنان چنان ذليل وخوارند كه نه تنها نمى توانند در باره ديگران كارى انجام دهند بلكه نمى توانند حتى ضررى از خود دفع كنند ويا نفعى به خود برسانند وچنين معبودهاى زبون وبيچاره در خور ستايش وخضوع نيستند.
گروهى كه با وجدان بيدار ودل روشن به سخنان رسول گرامى گوش فرا داده بودند در زندگى خود دگرگونى عميقى پديد آوردند واز بت پرستى به توحيد ويكتاپرستى گرويدند. خصوصاً هنگامى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مكه را فتح كرد وگويندگان مذهبى توانستند در محيط آزاد به تبيين وتبليغ اسلام بپردازند تعداد قابل ملاحظه اى از مردم به بت شكنى پرداختند ونداى توحيد در بيشتر نقاط حجاز طنين انداز شد. ولى گروهى متعصب ونادان كه رها كردن عادات ديرينه براى آنان گران بود، گرچه پيوسته با وجدان خود در كشمكش بودند، از عادات زشت خود دست بر نداشتند واز خرافات واوهام پيروى مى كردند.
وقت آن رسيده بود كه پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) هر نوع مظاهر بت پرستى وحركت غير انسانى را با نيروى نظامى درهم بكوبد وبا توسل به قدرت، بت پرستى را كه منشأ عمده مفاسد اخلاقى واجتماعى ويك نوع تجاوز به حريم انسانيت بود(وهست) ريشه كن سازد وبيزارى خدا ورسولش را در منى ودر روز عيد قربان ودر آن اجتماع بزرگ كه از همه نقاط حجاز در آنجا گرد مى آيند اعلام بدارد. خود آن حضرت يا