فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٨
«اَلأَمْرُ إِلَى اللّهِ يَضَعُهُ حَيْثُ شاءَ» [١]
يعنى: اين امر در اختيار خداست وهركس را براى اين كار انتخاب كند او جانشين من خواهد بود.
هنگامى كه حاكم يَمامه پيشنهادى مشابه پيشنهاد رئيس قبيله بنى عامر مطرح كرد، باز هم پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)سخت برآشفت ودست رد بر سينه او زد.[٢]
با وجود اين، پيامبر گرامى در موارد متعدد وبه عبارات مختلف حضرت على (عليه السلام) را جانشين خود معرفى مى كرد وازا ين راه به امّت هشدار مى داد كه خدا حضرت على را براى وصايت وخلافت انتخاب كرده و او در اين كار اختيارى نداشته است. از باب نمونه مواردى را در اينجا ياد آور مى شويم:
١ـ در آغاز بعثت، هنگامى كه رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) از طرف خدا مأمور شد كه خويشاوندان خود را به آيين اسلام دعوت كند، در آن جلسه، حضرت على (عليه السلام) را وصىّووزير وخليفه خويش پس از خود خواند.
٢ـ هنگامى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) رهسپار تبوك شد موقعيت حضرت على (عليه السلام) را نسبت به خود به سان موقعيت هارون نسبت به موسى (عليه السلام) بيان داشت وتصريح كرد كه همه مناصبى را كه هارون داشت، جز نبوّت،حضرت على (عليه السلام) نيز داراست.
٣ـ به بريده وديگر شخصيتهاى اسلام گفت:على (عليه السلام) شايسته ترين زمامدارِ مردم پس از من است.
٤ـ در سرزمين غدير ودر يك اجتماع هشتاد هزار نفرى(يا بيشتر) دست حضرت على (عليه السلام) را گرفت واو را به مردم معرفى كرد وتكليف مردم را در اين مورد روشن ساخت.
[١] تاريخ طبرى، ج٨، ص ٨٤ وتاريخ ابن اثير، ج٢، ص ٦٥.
[٢] طبقات ابن سعد، ج١، ص ٢٦٢.