فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٧٩
وبا وجود اهل بيت رسول به ديگرى متمايل مى شويد. من شما را به كتاب خدا وسنّت پيامبر وميراندن باطل وزنده كردن نشانه هاى دين دعوت مى كنم. اين را مى گويم وبراى خود وهر مرد وزن مؤمن طلب آمرزش مى كنم.[١]
اگر شرحبيل (زاهدنماى تميمى) اسير هوى وهوس نبود واز تاريخ اسلام كمى آگاهى داشت سخن امام (عليه السلام) را مى پذيرفت. ولى چون در برابر منطق امام احساس ناتوانى كرد، همچون مغالطه گران، سخن را به جاى ديگر برد وگفت: در باره قتل عثمان چه مى گويى؟ آيا گواهى مى دهى كه مظلوم كشته شد؟
چنين پرسشى خارج از وظيفه يك پيا م آور بود وهدفى جز اين نداشت كه مجلس را بر هم بزند. قضاوت در اين مسئله نياز به بررسى علل قتل عثمان داشت. لذا امام (عليه السلام) او را تصديق نكرد وآنان نيز، به همين بهانه، محضر آن حضرت را ترك كردندوگفتند: هركس به مظلوم بودن او گواهى ندهد ما از او بيزار هستيم.
امام (عليه السلام) آنان را مصداق اين آيات دانست:
(إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذاً وَ لَّوا مُدْبِرينَ وَ ما أَنْتَ بِهادِي العُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاّ مَنْ يُؤْمِنُ بِ آياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ). (نمل:٨٠ ـ ٨١)
تو مردگان وكران را آن گاه كه پشت كنند نمى توانى اِسماع كنى وتو نمى توانى كوران رااز ضلالت به هدايت راهنما شوى.تو فقط آن گروه را مى توانى بشنوانى كه به آيات ما ايمان آورند ودر مقابل حق تسليم شوند.
***
[١] تاريخ طبرى، ج٣، جزء٦، ص ٤; كامل ابن اثير، ج٣، صص١٤٩ـ ١٤٨; وقعه صفّين، صص ٢٠٢ ـ ٢٠٠; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٤، ص٢٤ـ ٢٣.