فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٧
وشكفتگى عظيمى در چهره خلفايى كه بر جاى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)نشسته بودند پديد مى آمد.
٤ـ بيان حكم بسيارى از رويدادهاى نوظهور كه در اسلام سابقه نداشت ودر مورد آنها نصّى در قرآن مجيد وحديثى از پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) در دست نبود. اين يكى از امور حسّاس زندگى امام (عليه السلام) است واگر در ميان صحابه شخصيتى مانند حضرت على(عليه السلام) نبود، كه به تصديق پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) داناترينِ امّت وآشناترينِ آنها به موازين قضا وداورى به شمار مى رفت، بسيارى از مسائل در صدر اسلام به صورت عقده لاينحل وگره كور باقى مى ماند.
همين حوادث نوظهور ايجاب مى كرد كه پس از رحلت پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) امام آگاه ومعصومى به سان پيامبر در ميان مردم باشد كه بر تمام اصول وفروع اسلام تسلّط كافى داشته، علم وسيع وگسترده او امّت را از گرايشهاى نامطلوب وعمل به قياس وگمان باز دارد واين موهبت بزرگ، به تصديق تمام ياران رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)، جز در حضرت على (عليه السلام) در كسى نبود.
قسمتى از داوريهاى امام (عليه السلام) واستفاده هاى ابتكارى وجالب وى از آيات در كتابهاى حديث وتاريخ منعكس است.[١]
٥ـ هنگامى كه دستگاه خلافت در مسائل سياسى وپاره اى از مشكلات با بن بست روبرو مى شد، امام (عليه السلام) يگانه مشاور مورد اعتماد بود كه با واقع بينى خاصى مشكلات را از سر راه آنان بر مى داشت ومسير كار را معيّن مى كرد.برخى از اين مشاوره ها در نهج البلاغه ودركتابهاى تاريخ نقل شده است.
٦ـ تربيت وپرورش گروهى كه ضمير پاك وروح آماده اى براى سير وسلوك داشتند، تا در پرتو رهبرى وتصرّف معنوى امام (عليه السلام)بتوانند قلّه هاى كمالات
[١] محقق عاليقدر آقاى شيخ محمّد تقى شوشترى كتابى تحت اين عنوان نوشته كه به فارسى نيز ترجمه شده است.