فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١١
را از اين مقام خلع مى كنند.
در اين اوضاع نامه اى از امام (عليه السلام) به عثمان بن حنيف رسيد كه او را از پيمانشكنى طلحه وزبير وحركتشان به سوى بصره آگاه ساخته ودستور داده بود كه آنان را به وفاى به عهد وپيمان دعوت كند; اگر پذيرفتند با آنان رفتارى نيكو داشته باشد والاّ كار را با جنگ فيصله دهد تا خدا ميان او وآنان داورى كند. امام (عليه السلام) نامه را از ربذه ارسال كرده بود. نامه به املاى آن حضرت وبه خط منشى او عبيد اللّه بود.[١]
استاندار بصره پس ازمشورت با ياران وبعد از وصول نامه امام (عليه السلام) فوراً دو شخصيت بزرگ بصره، عمران بن حصين وابو الاسود دوئلى[٢]، را طلبيد وبه آنان مأموريت داد كه از بصره بيرون روند وبا طلحه وزبير در محلى كه سران ناكثان فرود آمده اند ملاقات كنند واز هدف آنان از لشگركشى به بصره جويا شوند. آنان نيز فوراً به لشگرگاه ناكثان رفتند وبا عايشه وطلحه وزبير ملاقات كردند. عايشه در پاسخشان چنين گفت:گروهى امام مسلمانان را بدون تقصير كشتند وخون محترمى را ريختند ومال حرامى را غارت كردند واحترام ماه حرام را از بين بردند. من به اينجا آمده ام تا از جرائم اين گروه پرده بردارم وبه مردم بگويم كه در اين مورد چه كنند.[٣](وبه نقلى گفت:)من به اينجا آمده ام تا سپاهى فراهم سازم وبه كمك آن دشمنان عثمان را مجازات كنم.
هر دو نفر از حضور امّ المؤمنين برخاستند وبه نزد طلحه وزبير رفتند وبه آنان گفتند:براى چه آمده ايد؟گفتند:براى خونخواهى عثمان. نمايندگان استاندار پرسيدند:مگر با على بيعت نكرده ايد؟ گفتند: بيعت ما از ترس شمشير اشتر بود. آن گاه نمايندگان به حضور استاندار بازگشتند واو را از هدف پيمانشكنان آگاه ساختند.
[١] الامامة والسياسة، ج١، ص ٥٩.
[٢] شاگردان ممتاز على (عليه السلام) وپايه گذار علم نحو.
[٣] تاريخ طبرى، ج٥، ص ١٧٤.