فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٨٨
سپاه شام مردمى كور وكر و دور از واقعيات وتاريخ اسلام بودند، وگرنه نبايد ستون رزمى آنان را فردى فرماندهى كند كه به تصريح قرآن «فاسق» ونابكار است. وليد همان فردى است كه قرآن كريم در باره او فرمود:(إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَاء فَتَبَيَّنُوا) (حجرات:٦) يعنى اگر فاسقى خبرى آورد در باره آن بررسى كنيد.[١] اين همان مردى است كه قرآن او را چنين توصيف مى فرمايد:(أَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لايَسْتَوونَ)(سجده:١٨) يعنى آيا آن كس كه مؤمن است همچون كسى است كه فاسق است ؟هرگز اين دو برابر نيستند.[٢]
در اين نبردها هرچند گروهى كشته مى شدند وطرفين بدون اخذ نتيجه به اردوگاه خود باز مى گشتند، ولى سخنرانيهاى امام (عليه السلام)وعمّار وابن عبّاس، افق را بر مردم شام روشن مى ساخت وبى پايگى ادّعاى معاويه كم وبيش واضح مى شد. لذا، در روز پنجم نبرد، شمر بن ابرهه حميرى با گروهى از قاريان شام به سپاه امام (عليه السلام)پيوست.فرار آنان به سوى نور، نشانه تاريكيى بود كه سپاه شام را فرا گرفته بود. فرمانرواى عاصى شام بر خود لرزيد واز تكرار آن سخت بيمناك شد.
عمروعاص رو به معاويه كرد وگفت:
تو مى خواهى با مردى نبرد كنى كه با محمّد خويشاوندى نزديك دارد ودر اسلام داراى قدم راسخ واستوار است. او در فضيلت ومعنويت وآشنايى به رموز جنگ بى همتاست. او با ياران انگشت شمارِمحمّد وبا قهرمانان وقاريان وشريفترين افراد آنان به جنگ تو آمده است وبراى آنان در نفوس مسلمانان هيبت وبزرگى است. لازم است شاميان را در سخت ترين مواضع وتنگناها قرار دهى وپيش از آنكه طول مدّت جنگ در آنان ايجاد ملالت كند ايشان را تطميع كنى. وهرچه را فراموش مى كنى، اين را فراموش مكن كه تو بر باطلى.
معاويه از سخنان پير سياست پند آموخت وفهميد كه يكى از عوامل جذب
[١] وقعه صفّين،صص٢٢٢ـ ٢٢١;كامل ابن اثير، ج٣،ص١٥٠;تاريخ طبرى،ج٣،جزء ٦،ص ٧; مروج الذهب، ج٢، ص ٣٨٨.
[٢] وقعه صفّين،صص٢٢٢ـ ٢٢١;كامل ابن اثير، ج٣،ص١٥٠;تاريخ طبرى،ج٣،جزء ٦،ص ٧; مروج الذهب، ج٢، ص ٣٨٨.