فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٧٢
مهريه مرا مطابق ميل من قرار دهى. عبدالرحمان گفت:بگو بدانم مقصودت چيست؟
قطام كه عاشق را تسليم ديد، مهر را سنگين كرد وگفت:سه هزار درهم ويك غلام ويك كنيز وقتل على بن ابى طالب.
ابن ملجم: تصور نمى كنم مرا بخواهى وآن وقت قتل على را به من پيشنهاد كنى!
قطام: تو سعى كن او را غافلگير كنى. در آن صورت، اگر او را بكشى هر دو انتقام خود را گرفته ايم وروزگار خوشى خواهيم داشت واگر در اين راه كشته شوى جزاى اخروى وآنچه خداوند براى تو ذخيره كرده است از نعمتهاى اين جهان بهتر وپايدارتر است.
ابن ملجم:بدان كه من جز براى اين كار به كوفه نيامده ام.[١]
شاعر در باره مهريه قطام گفته است:
فَلَم أَرَ مَهْراً ساقَهُ ذُو سَماحَة *** كَمَهْرِ قُطام مِنْ فَصِيح وَأَعْجَم
ثَلاثَةُ آلاف وَ عَبْدٌ وَقِينَةً *** وَقَتْلُ عَلِيّ بِالْحِسامِ الْمُصَمَّمِ
فَلامَهْرَ اَعْلى مِنْ عَلِيّ وَ إِنْ عَلا *** وَلا قَتْلَ إِلاّ دُونَ قَتْلِ ابْنِ مُلْجَم[٢]
من نديدم مَهرى را كه صاحب كرمى، اعمّ از عرب وعجم، آن را عهده دار شود مثل مهر قطام وآن عبارت بود از سه هزار درهم ويك غلام ويك كنيز و قتل على بن ابى طالب(عليه السلام) به تيغ تيز برنده.وهيچ مهرى گرانتر از على(عليه السلام) نيست هرچند گرانمايه باشد وهيچ جنايتى بدتر از جنايت ابن ملجم نخواهد بود.
[١] الاخبار الطوال، ص ٢١٣، مروج الذهب، ج٢، ص ٤٢٣.
[٢] الاخبار الطوال، ص ٢١٤، كشف الغمة ، ج١، ص ٥٨٢; مقاتل الطالبيين، ص ٣٧.مسعودى در مروج الذهب(ج٢، ص ٤٢٤) دو بيت اخير را به ابن ملجم نسبت داده است.