فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٧٠
كردند و از نهروان وكشتگان خود ياد كردند وسرانجام به اين نتيجه رسيدند كه باعث اين خونريزى وبرادر كشى على (عليه السلام) ومعاويه وعمروعاص هستند واگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند مسلمانان تكليف خود را خواهند دانست وبه ميل خود خليفه اى انتخاب خواهند كرد. پس اين سه نفر با هم پيمان بستند وآن را به سوگند مؤكَّد كردند كه هر يك از آنان متعهد كشتن يكى از سه نفر گردد.
ابن ملجم متعهّد قتل على (عليه السلام) شد وعمرو بن بكر عهده دار كشتن عمروعاص گرديد وبرك بن عبداللّه نيز قتل معاويه را به عهده گرفت .[١]نقشه اين توطئه به طور محرمانه در مكّه كشيده شد وبراى اينكه هر سه نفر در يك وقت هدف خود را عملى سازند، شب نوزدهم ماه مبارك رمضان را تعيين كردند وهر يك براى انجام مأموريت خود به سوى شهر مورد نظر خود حركت كرد.عمروبن بكر براى كشتن عمروعاص به مصر رفت وبرك بن عبد اللّه براى قتل معاويه به سوى شام حركت كرد وابن ملجم نيز راهى كوفه شد.[٢]
برك بن عبداللّه در شام به مسجد رفت ودر شب موعود در صف اوّل به نماز ايستاد ودر حالى كه معاويه سر به سجده داشت با شمشير به او حمله كرد ولى، در اثر اضطراب روحى ودستپاچگى، شمشير او به خطا رفت وبه جاى سر بر ران معاويه فرود آمد ومعاويه زخم شديدى برداشت. او را فوراً به خانه اش منتقل كردند وبسترى شد. وقتى ضارب را در پيش او حاضر كردند معاويه از او پرسيد:چگونه بر اين كار جرأت كردى؟ گفت :امير مرا معاف دارد تا مژده اى به او بدهم. معاويه گفت:مژده تو چيست؟ برك گفت: على را امشب يكى از همدستهاى من كشته است واگر باور ندارى مرا توقيف كن تا خبر آن به تو برسد، واگر كشته نشده باشد من تعهّد مى كنم كه بروم واو را بكشم وباز نزد تو آيم. معاويه او را تا رسيدن خبر قتل على (عليه السلام) نگه داشت وچون خبر مسلَّم شد او را رها كرد وبنابه نقل ديگر
[١] مقاتل الطالبيين، ص ٢٩; الامامة والسياسة، ج١، ص ١٣٧.
[٢] تاريخ طبرى ، ج٦، ص ٨٣; كامل ابن اثير، ج٣، ص ١٩٥; روضة الواعظين، ج١، ص ١٦١.