فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٢
مقدّس آن حضرت بودند مصرف گرديد وسرانجام پيش از آنكه امام به هدف نهايى خود، كه ايجاد يك حكومت جهانى بر اساس اصول وسنن اسلامى بود، برسد خورشيد حكومت وى پس از پنج سال نور افشانى غروب كرد وحكومت اسلامى، پس از درگذشت وى، به صورت سلطنت موروثى در آمد وفرزندان اميّه وعبّاس آن را دست به دست گردانيدند وحكومت اسلامى به صورت يك آرزو در دلهاى مؤمنان باقى ماند.
اين سه گروه عبارت بودند از:
١ـ «ناكثان» يا گروه پيمانشكن. سردمداران اين گروه، خصوصاً طلحه وزبير، كه در پوشش احترام عايشه همسر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)وكمكهاى بى دريغ بنى اميّه، كه در حكومت امام (عليه السلام) دستشان از همه جا كوتاه شده بود، سپاهى گران براى تصرّف كوفه وبصره ترتيب دادند وخود را به بصره رسانده وآنجا را تصرّف كردند. امام (عليه السلام) به تعقيب آنان پرداخت ونبردى ميان طرفين برپا شد كه در آن طلحه و زبير كشته شدند وسپاه آنان متفرّق شد وگروهى از آنان به اسارت در آمدند كه بعداً مورد بخشش امام (عليه السلام) قرار گرفتند.
٢ـ «قاسطان» يا گروه ستمگر وبيرون از جاده حقيقت.رئيس اين گروه معاويه بود كه، با خدعه وحيله وآفريدن حوادث فريبنده، قريب دو سال وبلكه تا پايان عمر امام، فكر آن حضرت را به خود مشغول ساخت ونبرد صفّين، در منطقه اى ميان عراق وشام، بين او وعلى (عليه السلام) رخ داد كه در آن خون متجاوز از صد هزار مسلمان ريخته شد ولى امام (عليه السلام) به هدف نهايى خود نرسيد، هرچند معاويه در منطقه شام منزوى شد.
٣ـ «مارقان» يا گروه خارج از دين. اين جميعت همان گروه «خوارج» است.آنان تا پايان نبرد صفّين در ركاب على (عليه السلام) بودند وبه نفع آن حضرت شمشير مى زدند، ولى كارهاى فريبنده معاويه سبب شد كه آنان بر امام خود بشورند وگروه سوّمى تشكيل دهند كه بر ضدّ امام ومعاويه، هر دو باشد.خطر اين گروه بر