فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٣
اسلام ومسلمين وبر حكومت امام (عليه السلام) بيش ازدو گروه نخست بود على (عليه السلام) با اين گروه در منطقه اى به نام «نهروان» رو به رو شد وجمع آنان را متفرق ساخت ونزديك بود كه بار ديگر خود را براى برانداختن ريشه فساد وطاغوت شام آماده كند كه به دست يكى از خوارج از پاى در آمد وشربت شهادت نوشيد وانسانيت يكى از شريفترين وعزيزترين مردان خود را واسلام شايسته ترين فرد پس از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را از دست داد وماه حكومت عدل اسلامى تا ظهور حضرت مهدى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ در محاق فرو رفت.
امام (عليه السلام) پيش از آنكه با اين حوادث جانكاه روبه رو گردد از وقوع آنها آگاه بود. به اين جهت، وقتى پس از قتل عثمان، انقلابيون به خانه على (عليه السلام)ريختندو از او درخواست كردند كه دست بيعت به آنان بدهد فرمود:
«دَعُونِي وَ الْتَمِسُوا غَيْرِي فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوانٌ لا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ وَ لا تَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقُولُ».[١]
مرا رها كنيد وسراغ ديگرى برويد كه ما با حوادثى رو به رو هستيم كه چهره هاى گوناگونى دارد; حوادثى كه دلها وخردها هرگز توانايى تحمّل آنها را ندارد.
يكى از منابع آگاهى امام (عليه السلام) از اين حوادث جانكاه در دوران زمامدارى خود، گزارش پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) از آن رويداد ها بود. محدّثان اسلامى از پيامبر اكرم نقل كرده اند كه آن حضرت به على (عليه السلام) چنين گفت:
«يا عَليُّ تُقاتِلُ النّاكِثِينَ وَ الْقاسِطِينَ وَ الْمارِقينَ».[٢]
على! تو با پيمانشكنان وستمگران وخارجان از دين خواهى جنگيد.
اين حديث به صورتهاى مختلف، كه همگى حاكى از يك مضمون اند، در كتابهاى حديث وتاريخ نقل شده است وصورت روشن آن همان است كه گذشت.
[١] تاريخ طبرى، ج٣، ص ١٥٦.
[٢] مستدرك الوسائل، ج٣، ص ١٤٠.