فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤٩
وعبور وى از آنجا آگاه شدند وبه استقبال آن حضرت شتافتند وميان آنان وامام (عليه السلام) در اين استقبال گفتگوهايى انجام گرفت.
آنان وقتى با امام (عليه السلام) روبرو شدند از اسبهاى خود فرود آمدند ودر مقابل او به جست وخيز وخضوع وتذلّل پرداختند.
امام فرمود: اين چه كارى است كه انجام مى دهيد واين چهار پايان را براى چه آورده ايد؟
گفتند: اين روش ما در تعظيم بزرگان (از عهد شاهان ايران) بوده است واين چهارپايان هديه اى است از مابه شما، وما براى شما وديگر سپاهيان، غذا وبراى مركبها وچهار پايانتان علف فراهم كرده ايم.
امام فرمود: آنچه را كه خوى خود در تعظيم بزرگان مى انگاريد، به خدا سوگند، آن عمل به نفع آنان نيست وشما با اين كار خود را به زحمت ومشقّت مى افكنيد. ديگر به اين كار باز نگرديد. چهار پايانى را كه همراه خود آورده ايد، اگر راضى باشيد، از شما مى پذيرم مشروط بر اينكه از خراج وماليات حساب شود. غذايى كه براى ما فراهم كرده ايد به يك شرط مى پذيرم وآن اينكه بهاى آن را بپردازيم.
مردم انبار گفتند: شما بپذيريد، ما قيمت مى كنيم وآن گاه بهاى آن را مى گيريم.
امام فرمود: در اين صورت كمتر از قيمت واقعى تقويم مى كنيد.
مردم انبار گفتند:اماما، ما در ميان مردم عرب دوستان وآشنايانى داريم. آيا ما را از هديه كردن به آنان وآنان را از پذيرفتن هديه ما باز مى داريد؟
امام فرمود:همه اعراب دوستان شما هستند،ولى هركس شايسته نيست كه هداياى سنگين شما را بپذيرد، واگر كسى بر شما خشم كرد ما را آگاه سازيد.
مردم انبار گفتند:اماما، هديه ما را بپذير. ما دوست داريم كه هديه ما را بپذيرى.