فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٠
خاموش كرد!
هنگامى كه حضرت على (عليه السلام) مشغول غسل پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) شد وگروهى از اصحاب او را كمك مى كردند ودر انتظار پايان يافتن غسل وكفن بودند وخود را براى خواندن نماز بر جسد مطهّر پيامبر آماده مى كردند جنجال سقيفه بنى ساعده به جهت انتخاب جانشين براى پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) برپا شد.رشته كار در سقيفه در دست انصار بود، امّا وقتى ابوبكر وعمر وابوعبيده كه از مهاجران بودند از برپايى چنين انجمنى آگاه شدند جسد پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را كه براى غسل آماده مى شد ترك كردند وبه انجمن انصار در سقيفه پيوستند وپس از جدالهاى لفظى واحياناً زد وخورد ابوبكر با پنج رأى به عنوان خليفه رسول اللّه انتخاب شد، در حالى كه احدى از مهاجران، جز آن سه نفر، از انتخاب او آگاه نبودند.[١]
در اين گير ودار كه امام(عليه السلام) مشغول تجهيز پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) بود وانجمن سقيفه نيز به كار خود مشغول بود، ابوسفيان كه شمّ سياسى نيرومندى داشت به منظور ايجاد اختلاف در ميان مسلمانان در خانه حضرت على (عليه السلام) را زد وبه گفت:دستت را بده تا من با تو بيعت كنم ودست تو را به عنوان خليفه مسلمانان بفشارم، كه هرگاه من با تو بيعت كنم احدى از فرزندان عبد مناف با تو به مخالفت برنمى خيزد، واگر فرزندان عبد مناف با تو بيعت كنند كسى از قريش از بيعت تو تخلّف نمى كند وسرانجام همه عرب تو را به فرمانروايى مى پذيرند.ولى حضرت على (عليه السلام) سخن ابوسفيان را با بى اهميتى تلقى كرد وچون از نيّت او آگاه بود فرمود:من فعلاً مشغول تجهيز پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)هستم.
همزمان با پيشنهاد ابوسفيان يا قبل آن، عباس نيز از حضرت على (عليه السلام) خواست كه دست برادر زاده خود را به عنوان بيعت بفشارد، ولى آن حضرت از
[١] در باره تاريخچه سقيفه واينكه چگونه ابوبكر با پنج رأى روى كار آمد به كتاب رهبرى امّت و پيشوائى در اسلام تأليف هاى نگارنده مراجعه فرماييد. چون در آن دو كتاب پيرامون فاجعه سقيفه به طور گسترده سخن گفته ايم، در اينجا دامن سخن را كوتاه كرديم.