فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٥
عبارت بودند از:
١ـ كشته شدن بستگان صحابه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) به دست على (عليه السلام).
٢ـ عداوت ديرينه اى كه ميان بنى هاشم وتيره هاى ديگر، بالأخص بنى اميّه، وجود داشت.
٣ـ سختگيرى على (عليه السلام) در اجراى احكام الهى.
نه تنها اين عوامل پس از قتل عثمان به قوّت خود باقى بود، بلكه عامل ديگرى نيز، كه از حيث قدرت تأثير كمتر از آنها نبود، مزيد بر آنها شده بود وآن مخالفت عايشه همسر رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) با امام (عليه السلام) بود.
عايشه در زمان خلافت عثمان يك وزنه سياسى بود. وى مردم را كراراً به ريختن خون عثمان تحريك مى كرد وبدين منظور گاهى پيراهن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را به صحابه نشان مى داد ومى گفت كه هنوز اين پيراهن كهنه نشده ولى دين او دستخوش دگرگونيها شده است.[١]
احترامى كه عايشه در ميان مسلمانان داشت واحاديث زيادى كه از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل مى كرد مايه سنگينى سياسى كفّه اى بود كه وى به آن طرف تمايل مى جست وموجب زحمت كسى بود كه نسبت به وى مخالفت مىورزيد.
مخالفت عايشه با على (عليه السلام) ناشى از امور زير بود:
اوّلاً، على (عليه السلام) در داستان «اِفك» به طلاق عايشه نظر داده بود.
ثانياً، فاطمه دختر گرامى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) از على(عليه السلام) چندين فرزند داشت ولى او از پيامبر فرزندى نياورده بود.
ثالثاً، عايشه احساس مى كرد كه على (عليه السلام) از خلافت پدرش ناراضى است واورا غاصب خلافت و فدك مى داند.
علاوه بر اينها،طلحه از قبيله«تَيْم» عمّه زاده عايشه وزبير شوهر خواهر او (اسماء) بود واين دو نفر براى قبضه كردن خلافت كاملاً آمادگى داشتند.
[١] تاريخ ابوالفداء، ج١، ص ١٧٢.