فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٧٠
كه در شهادت بر من سبقت مى گيرند.از آن ترسيدم كه، با مرگ آن دو، نسل پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) منقطع شود. لذا اين كار را نپسنديدم. به خدا سوگند كه اگر اين بار با شاميان روبه رو شوم اين راه بر مى گزينم وهرگز آن دو (حسن وحسين) با من همراه نخواهند بود.[١]
گفتگوى رُك وبى پرده انصارى با امام (عليه السلام) دو مطلب را روشن مى كند:
الف)محيطى كه امام (عليه السلام) در آن مى زيست محيط آزادى بود وافراد مى توانستند افكار وآراء مختلف خود را در باره حكومت وقت ابراز دارند وموافق ومخالف، در اظهار عقيده، در پيشگاه امام (عليه السلام) يكسان بودند وتا وقتى كه مخالف دست به سلاح نمى برد وبه قيام مسلّحانه نمى پرداخت از آزادى كامل برخوردار بود.
ب) حفظ نسل رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) كه قرآن از آن به لفظ «كوثر» تعبير كرده از واجبات مهمّ اسلامى است. ادامه نبرد امام (عليه السلام) بر ضدّ معاويه ومخالفان داخلى، كه تعداد آنان كم نبود، منجر به شهادت امام وحسنين (عليهم السلام) وبرچيده شدن نسل پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ودر نتيجه نابودى «امامت» مى شد. اراده الهى در باقى ماندن نسل معصومان تا هنگام ظهور امام زمان (عليه السلام)ايجاب مى كند كه على (عليه السلام) حكميت را پذيرا شود. اين مطلب، هرچند تنها دليل براى پذيرفتن حكميت نبود، ولى يكى از عللى بود كه امام را به آن وادار ساخت.
امام (عليه السلام) دربرابر قبر خُبّاب بن اُرَّت
امام به سير خود ادامه داد تا در برابر خانه هاى بنى عوف قرار گرفت. در سمت راست جاده در نقطه بلندى هفت يا هشت قبر مشاهده كرد. امام (عليه السلام) از اسامى افرادى كه در آنجا به خاك سپرده شده بودند پرسيد. قدامة بن عجلان ازدى
[١] تاريخ طبرى، ج٣، جزء ٦،ص ٣٤; كامل ابن اثير، ج٣، ص ١٦٤; وقعه صفّين، ص ٥٣٠ـ ٥٢٩.