فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤٥
متخلّفان ترك كنى؟ امام فرمود: اين گروه هر پاداشى كسب كنند، تو با آنان شريك هستى.تو در اينجا كارسازتر از آن هستى كه با ما باشى. ابن حبيب گفت:«سمْعاً وطاعَةً يا اَمِيرَ الْمُؤْمِنينَ».[١]
امام (عليه السلام) با سربازان خود كوفه را ترك گفت وچون از پل كوفه عبور كرد رو به مردم كرد وگفت: مشايعت كنندگان ومقيمان در اين نقطه نماز را تمام مى خوانند، ولى ما مسافريم وهركس با ما است نبايد روزه واجب بگيرد ونماز او قصر است. آن گاه دو ركعت نماز ظهر به جاى آورد وسپس به حركت خود ادامه داد. وقتى به دير ابو موسى، كه در دو فرسخى كوفه قرار داشت، رسيد نماز عصر را به دو ركعت گزارد وچون از نماز فارغ شد در تعقيب آن گفت:
پيراسته است خدايى كه صاحب نعمت وبخشش است.منزّه است خدايى كه صاحب قدرت وكرم است. از او مى خواهم كه مرا به قضاى خود راضى وبه طاعت خو د موفق وبه فرمانش متوجه سازد، كه او شنونده دعاست.[٢]
سپس حركت كرد وبراى اقامه نماز مغرب در نقطه اى به نام «ثَرس» كه نهر عظيمى از شاخه هاى فرات از آنجا مى گذشت فرود آمد ونماز مغرب را گزارد ودر تعقيب آن خدا را چنين خواند:
ستايش خدايى را كه شب را در روز وروز را در شب وارد مى كند.سپاس خداى را كه هر وقت كه سياهى شب منتشر گردد. حمد خداى را هر وقت كه ستاره اى در آيد يا افول كند.[٣]
پس شب را تا طلوع فجر در آنجا به استراحت پرداخت وپس از اقامه نماز صبح راه سفر را در پيش گرفت.وقتى به نقطه اى به نام «قبه قبين» رسيد وچشمش به نخلهاى
[١] وقعه صفين، صص ١٣٤ـ ١٣٢.
[٢] وقعه صفين، صص ١٣٤ـ ١٣٢.
[٣] وقعه صفين، صص ١٣٤ـ ١٣٢.