فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦١٠
از عواملى بود كه به برخى از آنها اشاره مى شود:
١ـ رهبرى داهيانه وشايسته فرمانده كل قوا، يعنى حضرت على (عليه السلام). به سبب همين قيادت نظامى صحيح بود كه سپاه معاويه تقريباً دو برابر سپاه امام (عليه السلام) كشته داد. (در پايان نقل حوادث جنگ صفّين آمار كشتگان طرفين را خواهيم نگاشت).
٢ـ شجاعت بى نظير امام (عليه السلام) كه چشم جهان تاكنون مانند آن را نديده است. به تعبير يكى از دشمنان آن حضرت، على (عليه السلام) باهيچ قهرمانى روبرو نشد مگر اينكه زمين را با خون او سيراب كرد.در پرتو اين دلاورى، شرّ رزم آوران بزرگى از پيش پاى سپاه عراق برداشته شد ورعب شديدى در جان دشمن نشست وغالباًفرار را بر قرار برگزيدند.
٣ـ ايمان وعقيده راسخ سپاه امام (عليه السلام) به فضيلت وتقوى وخلافت وامامت بر حق آن حضرت. آنان كه تنصيص الهى را ملاك پيشوايى مى دانستند وآنان كه انتخاب مهاجران وانصار را معيار خلافت مى انگاشتند، همگى، براى نبرد حق با باطل ومبارزه اهل عدل با اهل بغى، به زير پرچم امام (عليه السلام) گرد آمده بودند.درحالى كه وضع سپاه معاويه به صورت ديگر بود.اگر گروهى به عنوان خونخواهى خليفه مظلوم در پى معاويه به راه افتاده بودند وبراى او شمشير مى زدند، گروه بى شمارى با اغراض مادى واميال دنيوى دور او را گرفته بودند وبرخى ديگر نيز به سبب عداوت ديرينه با امام (عليه السلام) به اين راه آمده بودند واين حقيقت از هيچ تاريخنگارى پنهان نيست.
٤ـ وجود چهره هاى معروف ومحبوب امّت اسلامى در سپاه امام (عليه السلام) ; اشخاصى كه در بَدْر واُحد وحُنَين در ركاب پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) به جهاد پرداخته بودند وپيامبر بر صداقت وپاكى آنان شهادت داده بود. از ميان آنان مى توان عمّار ياسر وابو ايّوب انصارى وقيس بن سعد وحجر بن عدى وعبد اللّه بن بديل و... را نام برد كه شكّ وترديد ويرانگرى در دل بسيارى از سربازان بى غرض ولى ساده دل از سپاه