فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٨
از همه گذشته، فرض مى كنيم كه خليفه اين اختيارات را هم نداشت، ولى مى توانست با جلب نظر مهاجرين وانصار ورضايت آنان اين سرزمين را به دختر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) واگذار كند. چرا چنين نكرد وشعله هاى غضب حضرت زهرا (عليها السلام) را در درون خود بر افروخت؟ در تاريخ زندگى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)شبيه اين جريان رخ داد وپيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مشكل را از طريق جلب نظر مسلمانان گشود.در جنگ بدر، ابو العاص داماد پيامبر (شوهر زينب) اسير شد ومسلمانان در ضمن هفتاد اسير او را نيز به اسارت گرفتند. از طرف پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) اعلام شد كه بستگان كسانى كه اسير شده اند مى توانند با پرداخت مبلغى اسيران خود را آزاد سازند.ابوالعاص از مردان شريف وتجارت پيشه مكه بود كه با دختر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در زمان جاهليت ازدواج كرده بود ولى پس از بعثت، بر خلاف همسر خود، به آيين اسلام نگرويد ودر جنگ بدر ضدّ مسلمانان نيز شركت داشت واسير شد. همسر او زينب در آن روز در مكّه به سر مى برد. زينب براى آزادى شوهر خود گردن بندى را كه مادرش خديجه در شب عروسى او به وى بخشيده بود فديه فرستاد.هنگامى كه چشم پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) به گردن بند دخترش زينب افتاد سخت گريست، زيرا به ياد فداكاريهاى مادر وى خديجه افتاد كه در سخت ترين لحظات او را يارى كرده وثروت خود را در پيشبرد آيين توحيد خرج كرده بود.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، براى اينكه احترام اموال عمومى رعايت شود، رو به ياران خود كرد وفرمود:
اين گردن بند متعلّق به شما واختيار آن با شماست. اگر مايل هستيد گردن بند او را رد كنيد وابوالعاص را بدون دريافت فديه آزاد كنيد.وياران گرامى وى با پيشنهاد آن حضرت موافقت كردند.
ابن ابى الحديد مى نويسد:[١]
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج١٤، ص ١٦١.