فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٠
٢ـ زيد بن صوحان. در باره او همين بس كه ابو عمرو در «استيعاب» مى نويسد:
شخصى با فضيلت وديندار وبزرگ قبيله خود بود. در نبرد قادسيه يك دست خود را از دست داد ودرنبرد جَمَل درركاب امام على(عليه السلام)شربت شهادت نوشيد.[١] خطيب بغدادى مى نويسد:زيد شبها را به عبادت ورزها را با روزه دارى سپرى مى كرد.[٢]
٣ـ برادر زيد، صعصعه، همچون او بزرگوار وسخنران وديندار بود.
٤ـ عمرو بن حَمِق خُزاعى از ياران پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) بود واحاديثى از آن حضرت حفظ كرده بود.او كسى است كه وقتى رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) را با شير سيراب كرد آن حضرت در باره او دعا كرد وفرمود: خداوندا، او را از جوانيش بهره مند ساز.[٣]
آشنايى با اين افراد، ما را به احوال ديگر افراد تبعيدى آشنا مى سازد.زيرا به حكم «اَلإِنْسانُ عَلى دِينِ خَلِيلِهِ»، همگى آنان با يك فكر وايده دور هم گرد آمده بودند، واز اعمال خليفه وقت وعمّال او انتقاد مى كردند.تبيين زندگى ومقامات سياسى ومعنوى وعلمى همه آنان مايه اطاله سخن است. لذا دامن سخن را كوتاه مى كنيم وبه بيان خصوصيات عمده ديگر افراد تبعيدى مى پردازيم.
كعب بن عبده نامه اى با امضاى خود به خليفه سوّم مى نويسد ودر آن از كارهاى زشت استاندار وقت كوفه سخت شكايت مى كند ونامه را به ابو ربيعه مى سپارد.وقتى پيام رسان نامه را به دست عثمان مى دهد فوراً بازخواست مى شود. عثمان اسامى همه همفكران كعب را، كه به طور دسته جمعى (ولى بدون امضا) نامه را نوشته وبه ابوربيعه داده بودند، از او جويا مى شود، ولى او از افشاى اسامى آنان
[١] استيعاب، ج١، ص ١٩٧.
[٢] معارف ابن قتيبه، ص ١٧٦.
[٣] تاريخ بغداد، ج٨، ص ٤٣٩.