فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٧
او داراى چهار زن بود وهنگامى كه مُرد به هريك از زنانش هشتاد هزار دينار ارثيه رسيد واين مبلغ يك چهارم از يك هشتم ثروت او بود كه به زنان وى رسيد.وقتى يكى از زنان خود را در حال بيمارى طلاق داد، ارثيه او را با ٨٣ هزار دينارمصالحه كرد.[١]
آيا مى توان گفت كه ايمان چنين كسى بر ايمان نيمى از مردم روى زمين برترى دارد؟
١٤ـ عبد الرحمان در انتخاب عثمان از در حيله وارد شد.نخست به على (عليه السلام) پيشنهاد كرد كه طبق كتاب خدا وسنّت پيامبر وروش شيخين رفتار كند; در حالى كه مى دانست روش شيخين، در صورت مطابقت با قرآن وسنت پيامبر، براى خود امر جداگانه اى نيست،ودر صورت مخالفت با آن، ارزشى نخواهد داشت.مع الوصف اصرار داشت كه بيعت على (عليه السلام) بر اين سه شرط استوار باشد ومى دانست كه امام على (عليه السلام) از پذيرش شرط آخر سر باز خواهد زد.لذا وقتى آن حضرت دست رد بر چنين شرطى زد، عبد الرحمان موضوع را با برادر زن خود عثمان در ميان نهاد، واو فوراً پذيرفت.
١٥ـ حكومت براى امام (عليه السلام) وسيله بود نه هدف; در حالى كه براى رقيب او هدف بود نه وسيله.
اگر امام (عليه السلام) به خلافت از همان ديد مى نگريست كه عثمان، بسيار آسان بود كه در ظاهر شرط فرزند عوف را بپذيرد ولى در عمل از آن شانه خالى كند. امّا آن حضرت چنين كارى نكرد، زيرا او هرگز حقّى را از طريق باطل نمى طلبيد.
١٦ـ امام (عليه السلام)، از همان نخست، از دسيسه خليفه دوّم واز منويّات كانديداها آگاه بود. لذا وقتى از تركيب وشرايط شورا آگاه شد، به عموى خود عباس گفت:اين بار نيز ما از خلافت محروم شديم. نه تنها امام از اين نتيجه آگاه بود،
[١] الغدير، ج٨، ص ٢٩١، چاپ نجف وصفحه ٢٨٤ چاپ لبنان.