فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦
استراحت پرداخت تا افراد ديگرى كه تصميم به مهاجرت داشتند به آنان بپيوندند. از جمله افرادى كه به حضرت على (عليه السلام) وهمراهان او پيوست امّ ايمن بود ـ زن پاكدامنى كه تا پايان عمر هرگز از خاندان رسول خدا جدا نشد.
تاريخ مى نويسد كه حضرت على (عليه السلام) تمام اين مسافت را پياده طى كرد ودر تمام منازل ياد خدا از لبان مباركش نرفت ودر همه راه نماز را با همسفران خود بجا مى آورد.
برخى از مفسّران بر آنند كه آيه زير در باره اين افراد نازل شده است:[١]
(الّذينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِياماً وَقُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَّفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّمواتِوَالأَرضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً). (آل عمران:١٩١)
كسانى كه خدا را، (در تمام حالات) ايستاده ونشسته ويا خوابيده بر پهلوى خود، ياد مى كنند ودر آفرينش آسمانها وزمين فكر مى كنند ومى گويند خدايا تو اين نظام بزرگ خلقت را بى جهت وبدون هدف خلق نكرده اى.
پس از ورود حضرت على (عليه السلام) وهمراهان او به مدينه، رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) به ديدارشان شتافت.هنگامى كه نگاه پيامبر به حضرت على افتاد مشاهده كرد كه پاهايش ورم كرده است وقطرات خون از آن مى چكد.پس، حضرت على (عليه السلام) را در آغوش گرفت واشك در ديدگان پر مهر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) حلقه زد.[٢]
***
[١] امالى شيخ طوسى، ص ٣٠١تا ٣٠٣.
[٢] اعلام الورى، ص ١٩٢; تاريخ كامل، ج٢، ص ٧٥.