فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤١
او نخستين كسى است كه حاضر شد به قيمت جان خود قرآن را در مسجد الحرام ودر كنار انجمن قريش با صداى بلند تلاوت كند وكلام خدا را به سمع كوردلان قريش برساند. آرى، در نيمروزى كه سران قريش در محفل خود گرد آمده مشغول مذاكره بودند، ناگهان عبد اللّه در برابر «مقام ابراهيم» ايستاد وبا صداى رسا آياتى از آغاز سوره الرّحمن راتلاوت كرد. قريش به يكديگر گفتند:«ابن امّ عبد» چه مى گويد؟يكى گفت: قرآنى را كه بر محمّد نازل شده مى خواند.در اين هنگام همگى برخاستند وبا ضرب وشتم عبد اللّه ونواختن سيلى به چهره او، صداى او را خاموش كردند.عبد اللّه با صورت مضروب به سوى ياران خود بازگشت.به وى گفتند:ما به همين جهت بر تو هراس داشتيم. عبد اللّه در پاسخ گفت:دشمنان خدا هيچ گاه مثل امروز در نظر من حقير وخوار نبودند. وادامه داد: اگر مايل باشيد فردا نيز اين عمل را تكرار مى كنم! گفتند:همين مقدار كه آنان آنچه را خوش نداشتند، شنيدند كافى است.[١]
اين برگى است از برگهاى زرّين زندگى اين صحابى بزرگ كه عمر خود را از آغاز جوانى در طريق دعوت به توحيد وآموزش قرآن به مسلمانان صرف كرد. او در زمره شش نفرى است كه آيه زير در باره آنان نازل شد:[٢]
(وَلا تَطْرُدِ الّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَالْعَشِىِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْء وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْء فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظّالِمِينَ). (انعام:٥٢)
آنان را كه صبح وشام خداى خود را مى خوانند وجز او كسى رانمى خواهند از خود دور مكن، كه چيزى از حساب آنان بر تو وچيزى از حساب تو بر آنان نيست. اگر آنان را طرد كنى از ستمگران باشى.
سخن در تمجيد عبد اللّه گسترده تر از آن است كه در اينجا تماماً نقل شود.
[١] سيره ابن هشام، ج١، ص ٣٣٧.
[٢] تفسير طبرى، ج٧، ص ١٢٨; مستدرك حاكم نيشابورى، ج٣، ص ٣١٩.