فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٥
فصل دهم
طرحى براى آينده مسلمانان
نهضت جهانى اسلام با مخالفت وستيز قريش، بلكه عموم بت پرستان شبه جزيره، آغاز شد. آنان به دسيسه هاى گوناگونى براى خاموش ساختن اين مشعل آسمانى متشبّث شدند، ولى هر چه كوشيدند كمتر نتيجه گرفتند. آخرين اميد آنان اين بود كه پايه هاى اين نهضت با درگذشت صاحب رسالت فرو ريزد وبه سان دعوت برخى از افراد كه پيش از پيامبر مى زيستند به خاموشى گرايد.[١]
قرآن مجيد، كه در بسيارى از آيات خود دسيسه ها وخيمه شب بازيهاى آنان را منعكس كرده است، انديشه بت پرستان در مورد مرگ پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را در ضمن آيه زير منعكس مى كند ومى فرمايد:
(أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ*قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِصينَ*أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ).(طور:٣٢ـ ٣٠)
بلكه مى گويند كه پيامبر شاعرى است كه انتظار مرگ او را مى بريم.بگو انتظار بريد كه من نيز با شما در انتظارم.آيا افكار خامشان آنها را به اين فكر وادارمى كند يا اينكه آنان گروهى سركشند؟
فعلاً كار نداريم كه چگونه تمام نقشه هاى دشمن، يكى پس از ديگرى، نقش بر آب شد ودشمن نتوانست از نفوذ اسلام جلوگيرى كند. كاوش ما اكنون
[١] مانند ورقة بن نوفل كه از مطالعه برخى كتابهاى مسيحيان آيين بت پرستى را ترك كرده، به مسيحيت گرويده بود.