فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٢
پس از نزول اين آيه، هروقت پيامبر براى اقامه نماز صبح از منزل خارج مى شد واز خانه فاطمه عبور مى كرد مى گفت:«الصّلاة»،سپس اين آيه را مى خواند; واين كار تا شش ماه ادامه داشت.[١]
با اين وصف، آيا صحيح بوده است كه خليفه از دخت گرامى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) شاهد وگواه بطلبد؟ آن هم در موردى كه براى زهرا (عليها السلام) هيچ مدّعى خصوصى وجود نداشت وتنها مدّعىِ او خود خليفه بود.
آيا شايسته بوده است كه خليفه تصريح قرآن را بر طهارت ومصونيت زهرا (عليها السلام) از گناه كنار بگذارد واز او شاهد وگواه بطلبد؟
نمى گوييم كه چرا قاضى به علم خود عمل نكرد.زيرا درست است كه علم از شاهد نيرومندتر واستوارتر است، ولى علم نيز، همچون شاهد، اشتباه وخطا مى كند; هرچند خطاى يقين كمتر از ظنّ وگمان است. ما اين را نمى گوييم.ما مى گوييم كه چرا خليفه تصريح قرآن را بر مصونيت زهرا (عليها السلام) از گناه وخطا، كه يك علم خطا ناپذير ودور از هر نوع اشتباه است، كنار گذاشت؟ اگر قرآن به طور خصوصى بر مالكيت زهرا تصريح مى كرد آيا خليفه مى توانست از دخت پيامبر شاهد بطلبد؟مسلّماً خير.زيرا در برابر وحى الهى هيچ نوع سخن خلاف مسموع نيست.همچنين، قاضى محكمه، در برابر تصريح قرآن بر عصمت زهرا(عليها السلام) ،نمى تواند از او گواه بخواهد، زيرا او به حكم آيه تطهير معصوم است وهرگز دروغ نمى گويد.
ما اكنون وارد اين بحث نمى شويم كه آيا حاكم مى تواند به علم شخصى خود عمل كند يانه، زيرا اين موضوع يك مسئله دامنه دار است كه فقهاى اسلام در باره آن در كتابهاى «قضا» بحث كرده اند. ولى ياد آور مى شويم كه خليفه با توجه به دو آيه زير مى توانست پرونده فدك را مختوم اعلام كند وبه نفع دخت گرامى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) رأى
[١] مسند احمد، ج٣، ص ٢٩٥.