فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٥
از آنجا كه انتشار اين سخن لطمه جبران ناپذيرى بر حيثيت خليفه وارد مى ساخت، حاضران از افشاى اين رويداد خوددارى كردند، امّا حقيقت سرانجام خود را نشان داد.
شايسته خليفه اسلامى اين بود كه ابوسفيان را ادب كند وحدّ الهى در باره مرتد را در حقّ او جارى سازد. ولى متأسفانه نه تنها چنين نكرد، بلكه بارها ابوسفيان را مورد لطف خود قرار داد وغنايم بسيارى به او بخشيد.
علل شورش
عثمان در سوّم ماه محرم سال ٢٤ هجرى، از طريق شورايى كه خليفه دوّم اعضاى آن را برگزيده بود، به خلافت انتخاب شد ودر هجدهم ماه ذى الحجّه سال ٣٥، پس از دوازده سال حكومت، به دست انقلابيون مصر وعراق وگروهى از مهاجرين وانصار كشته شد.
تاريخنويسان اصيل اسلامى علل سقوط عثمان وانقلاب گروهى از مسلمانان را در آثار خود بيان كرده اند، هر چند برخى از مورخان، به احترام مقام خلافت، از بازگو كردن مشروح اين علل خوددارى ورزيده اند. بارى، عوامل زير را مى توان زير بناى انقلاب وشورشِ گروههاى خشمگين مسلمانان دانست:
١ـ تعطيل حدود الهى.
٢ـ تقسيم بيت المال در ميان بنى اميّه.
٣ـ تأسيس حكومت اموى ونصب افراد غير شايسته به مناصب اسلامى.
٤ـ ايذاء وضرب گروهى از صحابه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) كه از خليفه واطرافيان او انتقاد مى كردند.
٥ـ تبعيد تعدادى از صحابه كه خليفه حضور آنان را مزاحم افكار وآمال وبرنامه هاى خود مى ديد.