فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٩٤
مى رسيد از ورود به كوفه خوددارى كردند وبه عنوان اعتراض به پذيرفتن حكميت، به جاى ورود به كوفه، روانه دهكده اى به نام «حروراء» شدند وبرخى ديگر در اردوگاه «نخيله» سكنى گزيدند.
حكميتى كه خوارج آن را پيراهن عثمان كرده وبه رخ امام (عليه السلام) مى كشيدند، همان موضوعى بود كه آنان خود در روز «بر نيزه كردن قرآنها» امام را براى تصويب آن تحت فشار قرار دادند وحتى او را تهديد به قتل كردند، ولى پس از اندكى، به سبب اعوجاج فكرى وروحيه اشكالتراشى، از عقيده خود برگشتند وآن را مايه گناه وخلاف وبلكه شرك وخروج از دين دانستند وخود توبه كردند و از امام (عليه السلام)خواستند كه او نيز به گناه خود اقرار و از آن توبه كند وپيش از اعلام نتيجه حكميت مجدداً لشكركشى كند وجنگ با معاويه را ادامه دهد.
امّا على (عليه السلام) مردى نبود كه گِرد گناه بگردد وكار نامشروعى را پذيرا شود وپيمانى را كه بسته است ناديده بگيرد. امام (عليه السلام) به انشعاب آنان وقعى ننهاد وپس از ورود به كوفه زندگى عادى را آغاز كرد. ولى خوارج لجوج، براى رسيدن به مقاصد شوم خود،دست به كارهاى مختلفى مى زدند كه بعضاً عبارت بودند از:
١ـ انجام ملاقاتهاى خصوصى با امام (عليه السلام) تا بتوانند او را به نقض پيمان وادار سازند.
٢ـ سرپيچى از حضور در نماز جماعت.
٣ـ سردادن شعارهاى تند وزننده در مسجد بر ضدعلى(عليه السلام).
٤ـ تكفير على(عليه السلام) وكليه كسانى كه پيمان صفّين را محترم بشمارند.
٥ـ ترور شخصيتها وايجاد ناامنى در عراق.
٦ـ قيام مسلّحانه و رودر رويى با حكومت امام (عليه السلام).
متقابلاً، كارهايى كه امام (عليه السلام) براى خاموش كردن فتنه خوارج انجام داد در امور زير خلاصه مى شود:
١ـ روشن كردن موضع خود در صفّين نسبت به مسئله حكميت واينكه او از