فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٨
من در ميان شما دو چيز گرانبها به يادگار مى گذارم; چگونه با آنها معامله خواهيد كرد؟ناشناسى پرسيد: مقصود از اين دو چيز گرانبها چيست؟
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
ثقل اكبر كتاب خداست كه يك طرف آن در دست خدا وطرف ديگرش در دست شماست. به كتاب او چنگ بزنيد تا گمراه نشويد. وثقل اصغر عترت واهل بيت من است. خدايم به من خبر داده كه دو يادگار من تا روز رستاخيز از هم جدا نمى شوند.
هان اى مردم،بركتاب خدا وعترت من پيشى نگيريد واز آن دو عقب نمانيد تا نابود نشويد.
در اين موقع پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) دست حضرت على (عليه السلام) را گرفت وبالا برد، تا جايى كه سفيدى زير بغل او بر همه مردم نمايان شد وهمه حضرت على (عليه السلام) را در كنار پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ديدند و او را به خوبى شناختند ودريافتند كه مقصود از اين اجتماع مسئله اى است كه مربوط به حضرت على (عليه السلام)است وهمگى با ولع خاصى آماده شدند كه به سخنان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) گوش فرا دهند.
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
هان اى مردم، سزاوارترين فرد بر مؤمنان از خود آنان كيست؟
ياران پيامبر پاسخ دادند:خداوند وپيامبر او بهتر مى دانند.
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ادامه داد:
خداوند مولاى من ومن مولاى مؤمنان هستم وبر آنها از خودشان اولى وسزاوارترم.هان اى مردم،«هر كس كه من مولا ورهبر او هستم، على هم مولا ورهبر اوست».
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) اين جمله آخر را سه بار تكرار كرد[١] وسپس ادامه داد:
پروردگارا، دوست بدار كسى را كه على را دوست بدارد ودشمن بدار كسى را
[١] بنا به نقل احمد بن حنبل در مسند او، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) اين جمله را چهار بار تكرار كرد.